برگردان به زبان ساده
ساقی ما از می گلگون به دور افتاده است
همچو ساغر آن لب میگون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: ما شراب خوش رنگی داریم که از آن دور ماندهایم، همچنان که لیوان از این لبهای خوش رنگ دور است.
در دل شب عاشقان را حلقه بر در می زند
گرد رویش تا خط شبگون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: در دل شب، عاشقان به دور کسی حلقه زدهاند و در را میزنند؛ چرا که گرد او، شبمانند شده و سیاهپوش است.
شمع در پیراهن فانوس گردیده است آب
تا ز رقص آن قامت موزون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: در این بیت، شمع به گونهای در درون فانوس قرار گرفته که به نظر میرسد شمع در حال رقصیدن است. این تصویر زیبایی از حرکات نرم و هماهنگ شمع درون فانوس را به نمایش میگذارد، در حالی که به خاطر این حرکات، آب به دور شمع ریخته شده و گویا تحت تأثیر آن قرار گرفته است.
می کشد خط بر زمین از شرمساری گردباد
در بیابانی که این مجنون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: باد شدید از شدت شرمساری، بر روی زمین خطی میکشد در بیابانی که این عاشق به دور افتاده و تنهاست.
تا که دیگر در خمار افتاده، کز هر لاله ای
هر طرف پیمانه ای پر خون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: وقتی که دوباره در حالت گیجی و نشئگی قرار گرفتم، متوجه شدم که از هر لاله، در هر سوی، پیمانهای پر از خون وجود دارد که به دور افتاده است.
می نشیند گردباد از پا به اندک جلوه ای
تا غبار کیست در هامون به دور افتاده است؟
هوش مصنوعی: گردباد به آرامی برپا میشود و به سرعت میچرخد تا مشخص کند این غبار که در هامون پخش شده، از کجا آمده است.
جای حیرت نیست گر من پایکوبان گشته ام
خم به زور باده چون گردون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: نیازی به تعجب نیست اگر من در حال شادی و پایکوبی هستم، زیرا مانند گردون که به خاطر تأثیر شراب خم شده، حال من هم تحت تأثیر آن است.
تا به آب غیب، ایمان تازه سازی هر نفس
بنگر این نه آسیا را چون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: برای اینکه به تازگی و تازگی ایمان خود را تقویت کنی، هر لحظه به این موضوع توجه کن که زندگی مانند آسیا نیست که در یک دور بیفتد و متوقف شود. مانند آبی که در ژرفای وجود دارد، به جریان زندگی و تحولات آن پی ببرید.
صائب از وحدت نیفتد نوبهار از جوش گل
در هزاران لفظ یک مضمون به دور افتاده است
هوش مصنوعی: صائب میگوید: وقتی بهار میآید و گلها میشکفند، در هزاران عبارت مختلف، یک مضمون واحد تکرار میشود. این نشاندهنده آن است که همه این زیباییها در نهایت به یک اصل و وحدت میرسند.