شمارهٔ ۹۴
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۹۴
ای عاشقان روی تو از قاف تا به قاف
وی عاکفان کوی تو پیوسته در طواف
تا دیدهام فتاد بر آن دیده در جهان
آگه شدم ز حاصل ترکیب نون و کاف
روز نخست با غم عشق تو بستهایم
پیمان بیتخلف و پیوند بیخلاف
باریکتر ز موی بود نکتههای عشق
حیران در آن میانه دو صد عقل موشکاف
با سیل اشک دیده نیالوده خون دل
بیهوده کس چرا زند از درد عشق لاف
حسرت برد به نافه آن زلف عنبریین
مشکی که آهوی ختنش پرورد به ناف
ایمن مشو فریب نخور از سپهر پیر
قصد هلاک میکند این زال حیلهباف
ماییم در سرای خراباتیان عشق
آن رند فرشخواب زمین آسمان لحاف
خمخانه را بگو که به مجلس درآورند
جام و سبو به مستی ما کی دهد کفاف
ساغر بیا به صافی خود بین صفا نگر
دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
شمارهٔ ۹۳: با مهر عارضش چو قرین اوفتاد زلف
شمارهٔ ۹۵: دل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
10
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.