شمارهٔ ۵۳
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۵۳
سالها منظر دل آینه روی تو بود
طاق محراب دعایم خم ابروی تو بود
من بیهودهنورد این همه ره گردیدم
یاد باد آن که گذارم به سر کوی تو بود
یاد باد آن که روان در لب جو میگشتم
سرو رعنای دلم قامت دلجوی تو بود
دل که دیوانهوش آشفته و حیران میگشت
عاشق روی تو و شیفته موی تو بود
در ازل عقل به دیوانگیم حکم نمود
زآن که زنجیر جنون حلقه گیسوی تو بود
فتنه گردش دوران نه ز من شورانگیخت
آفت جان و دلم نرگس جادوی تو بود
حرف شیریندهنان دوش چو آمد به میان
شهد شکرشکن آن لعل سخنگوی تو بود
ابر و باران و مه و مهر ندارند اثر
آن که جا داد به گلهای چمن بوی تو بود
پیش از آن دم که گلی بشکفد از گلشن عشق
ساغر دلشده را دیده و دل سوی تو بود
شمارهٔ ۵۲: دل که دور فلکش خون سازد
شمارهٔ ۵۴: به کوی عشق خراباتیان سرمستند
اطلاعات
وزن:
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.