شمارهٔ ۳۳
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۳۳
گه معتکف به کعبهام و گه به سومنات
گاهی خدا خدا کنم و گه منات و لات
عاشق به غیر عشق نخواند ز کفر و دین
لب تشنه را چه فرق دهد دجله یا فرات
سالک اگر به صدق محبت قدم زند
در راه عشق روی نتابد ز مشکلات
ای پیر میفروش به عالم تو دیر زی
چندان که می به میزدگان مایه حیات
گر مرد راه عشقی جانا فنا طلب
در عشق خود حیات بود مرد را ممات
ارباب عقل را چه وقوف از نکات عشق
هم خود ادیب عشق کند شرح این نکات
چندین هزار نوح ز طوفان کنم خلاص
تا باشدم ولای علی کشتی نجات
من تشنه زلال خضر نیستم ولی
جویم ز کنج لعل لبت چشمه حیات
خواهم که کاسه سرم از یمن میفروش
ساغر سفال میکده باشد پس از وفات
شمارهٔ ۳۲: چه شوریست یا رب که با ساربان است
شمارهٔ ۳۴: بر من این منزل ویرانه عبث بود عبث
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.