شمارهٔ ۲۳
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۲۳
سلطان عشق را سر تخت و کلاه نیست
کمتر گدای عشق کم از پادشاه نیست
خود عشق آیتیست عیان از جمال دوست
حاجت ز هیچ ره به دلیل و گواه نیست
جز عشق نیست محرم خلوتسرای دل
بیگانه را به منزل اخلاص راه نیست
یک جام می به سلطنت جم نمیدهند
در آستان میکده دعوی جاه نیست
در بندگی ارادت و پاکی طلب کنند
رد و قبول خلق و صواب و گناه نیست
آن کاو گناه دارد و میترسد از عذاب
واقف ز فیض رحمت و فضل اله نیست
سالک چو پای صدق نهد در طریق عشق
اندیشه گر کند ز بلا مرد راه نیست
صد ملک دل به یک نگه آسان توان گرفت
حاجت به ترکتازی خیل و سپاه نیست
از فتنه زمانه که ایمن نمیتوان
جز آستان میکده ساغر پناه نیست
شمارهٔ ۲۲: سحرم نظر که افتد به جمال نازنینت
شمارهٔ ۲۴: جانا جهان و هر چه در او است فانی است
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.