شمارهٔ ۱۳۱
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۳۱
تا کی جفا ز دست تو بیدادگر کشم
رفتم که رخت از سر کویت به در کشم
صیاد تا به چند من از حسرت چمن
در گوشه قفس سر خود زیر پر کشم
با یاد سنبل و گل رخسار زلف تو
عمریست آه و ناله که شام و سحر کشم
ترسم که سیل خانه مردم کند خراب
گر آستین به هجر تو از چشم تر کشم
داغم ز شیخ و واعظ و رنگ ریایشان
بیچاره من که بار غم گاو و خر کشم
ساقی بیار باده که این کهنه دیر را
طرح دگر ببندم و نقش دگر کشم
بیرون نهم ز حلقه اهل زمانه پای
بیهوده تا به کی ز جهان درد سر کشم
خواهم روم به کوی خراباتیان عشق
ساغر ز دست پیر خرابات درکشم
شمارهٔ ۱۳۰: کو عشق جانانی که من در راهش از جان بگذرم
شمارهٔ ۱۳۲: خیز تا رخت اقامت سوی میخانه بریم
اطلاعات
وزن:
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
8
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.