شمارهٔ ۱۲۶
ساغر کنگاوری
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۲۶
مستانه ناگاه از درم خوب آمدی ای محتشم
وز پرتو عکس رخت شد خانهام بیت الصنم
چون در وجودت خلق کرد ایزد کمال حسن را
ناید دگر در حسن تو هرگز وجودی از عدم
تا زلف و رخ بنمودهای دین و دلم بربودهای
البته خود آسودهای من دادخواه و تو حکم
من بر خطا ننهادهام سر بر خط فرمان او
بر نامم از روز ازل کلک قضا زد این رقم
در خلوت دیر و حرم محروم نامحرم بسی
وز حرمت عشق تو من در هر حریمم محترم
شیخ و برهمن سبحه و زنار در هم ریخته
تا شور عشقت ای صنم پیچیده بر دیر و حرم
از زیر زلفین سیه پیدا درخشان عارضش
ما احسن الحسنی له اشراق نور فی الظلم
عشق است و توفان بلا ساقی بیار آن جام می
تا من از این غرقاب غم کشتی به دریا افکنم
از انقلاب دهر دونن شاید دمی یابد سکون
ساقی به ساغر ده فزون جام پیاپی میدهم
شمارهٔ ۱۲۵: گهی بیمهری از یار و گه از گردون جفا دیدم
شمارهٔ ۱۲۷: تا به کی مهر ادب بر لب خاموش زنم
اطلاعات
وزن:
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
امیر لطف زمان
تعداد ابیات:
9
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.