شمارهٔ ۴
سعدی
»
خبیثات و مجالس الهزل
»
خبیثات
»
شمارهٔ ۴
ز چشم مست تو امّید خواب میبینم
تو خوش بخفت که ما را قرار خفتن نیست
به دیدن از تو قناعت نمیتوانمکرد
حکایتی دگرم هست و جای گفتن نیست
شمارهٔ ۳: آنکه سَروَش به قَدّ و بالا نیست
شمارهٔ ۵: زر به اَمرَد کسی دهد بهگزاف
اطلاعات
وزن:
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری:
غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه:
سایر
تعداد ابیات:
2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.