ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز میکند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفتهاند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.
تا نیک ندانی که سخن عین صواب است
باید که به گفتن دهن از هم نگشایی
گر راست سخن گویی و در بند بمانی
به زآن که دروغت دهد از بند رهایی
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن احتراز میکند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفتهاند هر که سخن نسنجد، از جوابش برنجد.
من زخمی پنهان زیر لباسم داشتم. شیخ هر روز میپرسید اوضاع زخمت چطور است، اما هرگز نپرسید زخم کجای بدنت است. فهمیدم شیخ آگاهانه از پرسیدن اینکه زخم کجای بدنت است دوری میکند، چون ممکن بود زخم در ناحیهٔ خصوصی باشد و گفتن نام آن عضو، ناشایست و بیادبانه باشد و به صلاح نباشد. که عقلا گفتهاند کسی که سخن را نسنجد و با دقت نگوید، خود و طرف مقابل را میآزارد.