دروغ گفتن، به ضربتِ لازم مانَد که اگر نیز جراحت درست شود، نشان بمانَد. چون برادران یوسف که به دروغی موسوم شدند نیز به راست گفتن ایشان اعتماد نماند. قالَ بَل سَوَّلَت لَکُم اَنفُسُکُم اَمرا.
یکی را که عادت بود راستی
خطایی رود در گذارند از او
و گر ناموَر شد به قول دروغ
دگر راست باور ندارند از او
اطلاعات
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قالب شعری:غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکینبشته
تعداد ابیات: 2
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دروغ گفتن، به ضربتِ لازم مانَد که اگر نیز جراحت درست شود، نشان بمانَد. چون برادران یوسف که به دروغی موسوم شدند نیز به راست گفتن ایشان اعتماد نماند. قالَ بَل سَوَّلَت لَکُم اَنفُسُکُم اَمرا.