برگردان به زبان ساده
حکیمی پسران را پند همیداد که جانان پدر، هنر آموزید که مُلک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم و زر، در سفر بر محل خطر است؛ یا دزد به یکبار بِبَرد یا خواجه به تَفاریق بخورد. اما هنر چشمهٔ زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است؛ هر جا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.
هوش مصنوعی: یک حکیم به پسرانش نصیحت میکرد که از پدر باید هنر آموخت، زیرا در دنیای حکومت و قدرت به هیچوجه نمیتوان به اعتماد و داراییها تکیه کرد. پول و طلا میتوانند در سفر به خطر بیفتند؛ یا دزد آنها را یکجا میبرد یا اینکه به مرور زمان هزینهها آنها را میبلعد. اما هنر مانند چشمهای زاینده است و قدرتی پایدار دارد. اگر هنرمند حتی از ثروت بینصیب شود، نگرانی نباشد؛ چراکه هنر خود یک سرمایه است و هر جا که برود، ارزشش شناخته میشود و در جایگاه بالا قرار میگیرد، در حالی که بیهنر در نهایت در سختی زندگی میکند.
سخت است پس از جاه تَحَکُّم بردن
خو کرده به ناز، جور مردم بردن
هوش مصنوعی: سخت است که بعد از رسیدن به مقام و قدرت، توانایی تحمل سختیها و ناملایمات را داشته باشیم، به خصوص وقتی که عادت کردهایم به راحتی و ناز.
وقتی افتاد فتنهای در شام
هر کس از گوشهای فرا رفتند
هوش مصنوعی: وقتی در شام مشکلی و فتنهای پیش آمد، هر کسی از گوشهای اقدام به کمک و حضور در موقعیت کرد.
روستازادگان دانشمند
به وزیریّ پادشا رفتند
هوش مصنوعی: مردم روستا که اهل دانش و علم بودند به ملاقات وزیر پادشاه رفتند.
پسران وزیر ناقصعقل
به گدایی به روستا رفتند
هوش مصنوعی: پسران وزیر که از نظر عقل و درک کامل نیستند، به خاطر نیاز مالی به روستا رفته و از مردم درخواست کمک میکنند.