برگردان به زبان ساده
با طایفهٔ بزرگان به کشتیدر، نشسته بودم.
هوش مصنوعی: من در کنار گروهی از افراد مهم و برجسته نشسته بودم.
زَورقی در پیِ ما غرق شد، دو برادر به گِردابی در افتادند.
هوش مصنوعی: یک قایق در جستجوی ما غرق شد و دو برادر به درون یک گرداب افتادند.
یکی از بزرگان گفت ملاح را که: بگیر این هر دو را که به هر یکی پنجاه دینارت دهم.
یکی از بزرگان به ناخدا گفت: این دو برادر را نجات بده و بنده بابت هرکدام از آنها ۵۰ دینار بت میدم.
ملّاح در آب افتاد و تا یکی را برهانید، آن دیگر هلاک شد.
هوش مصنوعی: ملّاح به درون آب افتاد و وقتی یک نفر را نجات داد، فرد دیگر غرق شد.
گفتم: بقیّتِ عمرش نمانده بود، از این سبب در گرفتنِ او تأخیر کرد و در آن دگر تعجیل.
هوش مصنوعی: گفتم: زمان زیادی از عمر او باقی نمانده بود، به همین خاطر در گرفتن او تعلل کرد و در آن موارد دیگر عجله کرد.
ملاح بخندید و گفت: آنچه تو گفتی یقین است، و دگر میل خاطر من به رهانیدن این بیشتر بود که وقتی در بیابانی مانده بودم و مرا بر شتری نشاند، و از دست آن دگر تازیانهای خوردهام در طفلی.
ناخدا خندید و گفت: آنچه تو گفتی درست است، و دلیل دیگری که میل بیشتری به نجات این شخص داشتم این بود که زمانی در بیابان تنها بودم این شخص مرا بر شتری سوار کرد ولی برادرش مرا در کودکی شلاق زد.
گفتم: صَدَقَ اللهُ: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ و مَنْ أَساءَ فَعَلَیْهٰا.
گفتم: یزدان راست و درست فرمود که: «هر کس نیکی کند نیکوکاری به سود اوست و آنکه بدی کند بدکاری به زیان وی.»
تا توانی درونِ کس مخراش
کاندر این راه خارها باشد
از رنجاندن کسان بپرهیز، چه در راه آزارِ دیگران مردمآزار خود نیز از خار جفا آسیب خواهد دید.
کارِ درویشِ مستمند بر آر
که تو را نیز کارها باشد
حاجت مسکینان روا کن که تو را هم نیازهاست.