برگردان به زبان ساده
امشب به راستی شب ما روز روشن است
عید وصال دوست علی رغم دشمن است
علیرغم: برخلاف میل و خواهش / تشبیه: شب ما به روز و وصال دوست به عید (اضافهٔ تشبیهی) / تضاد: دوست و دشمن / جناس زاید: امشب، شب / معنی: امشب بهراستی شب ما مثل روز روشن و درخشان است؛ زیرا در این شب برخلاف خواست دشمن به وصال دوست رسیدهایم. وصال دوست مثل عید نورانی است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
باد بهشت میگذرد یا نسیم باغ
یا نکهت دهان تو یا بوی لادن است
نسیم: نسیم سحرگاهی، بادصبا / نکهت: بوی خوش/ لادن: نام صمغی است خوشبوی که از گیاه عشقه حاصل میشود (گل وگیاه درادبیات منظوم فارسی). / تجاهلالعارف: میان باد بهشت و نسیم صبح و بوی لادن و بوی دهان دوست مردّد است. / معنی: آیا این بادی که ازجانب بهشت وزیدن گرفته، نسیم صبحگاهی است؟! و آیا این بوی خوش دهان توست که به مشام میرسد یا بوی لادن؟! - منبع: شرح غزلهای سعدی
هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر
چشمم که در سرست و روانم که در تن است
تناسب: تن، جان، چشم، سر، روان و تن. این بیت شاهد مثالی است برای آرایهٔ «تتمیم» درعلم معانی و از موارد اطناب است و ناگفته پیداست که چشم در سر و روان در تن جای دارد. / معنی: جسم و روانم که در سر و جسم جای دارند و بیآنها زندگی کردن ممکن نیست، هرگز از جسم و جان تو برای من عزیزتر نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
گردن نهم به خدمت و گوشت کنم به قول
تا خاطرم معلق آن گوش و گردن است
خاطر: دل / معلق: آویخته، وابسته، گرفتار و دربند (لغتنامه) / کنایه: گردن به خدمت نهادن (اطاعت و فرمانبری کردن) / آرایه قلب: گردن و گوش، گوش و گردن / معنی: تا ذهن و خاطر من دلبستهٔ گوش و گردن توست، برای خدمت به تو تسلیم هستم و به سخنانت گوش فرا میدهم. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ای پادشاه، سایه ز درویش وامَگیر
ناچار خوشه چین بود آن جا که خرمن است
خوشهچین ۱۲/۶. / کنایه: سایه برگرفتن (بیتوجهی کردن) / تشبیه مرکب: مصراع اول مشبّه و مصراع دوم مشبّهبه. / استعارهٔ مرکب: بیت در معنایی غیر از معنای حقیقی خود به قرینهٔ ابیات دیگر به کار رفته است. / تضاد: پادشاه، درویش / تناسب: خوشهچین، خرمن. / معنی: ای پادشاه، به درویش عنایتی داشته باش؛ زیرا هرجا خرمنی وجود داشته باشد، ناچار خوشهچینی درکنار آن خواهد بود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دور از تو در جهان فراخم مجال نیست
عالم به چشم تنگ دلان چشم سوزن است
فراخ: وسیع و گسترده، بزرگ / چشم سوزن: سوراخ سوزن / ایهام: دور از تو ۱-درفراق و دوری تو. ۲- از تو دور باد / کنایه: تنگدلان (ملولان، افسردگان و اندوهگینان) / تشبیه مرکب: مصراع اول مشبه، مصراع دوم مشبهبه / آرایهٔ تکرار: چشم / تضاد: تنگ در «تنگدلان» با فراخ. / معنی: دور از تو بساط گستردهٔ گیتی برای من جای جولان نیست. آری، دنیا در نگاه غمگینان به اندازهٔ سوراخ سوزن تنگ و کوچک است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عاشق گریختن نتواند که دست شوق
هر جا که میرود متعلق به دامن است
شوق: اشتیاق و آرزومندی / متعلق: درآویزنده / کنایه: دست متعلق به دامن بودن (محتاج بودن) / تناسب: دست، دامن / معنی: عاشق نمیتواند از نفوذ عشق رهایی یابد، زیرا به هرکجا که روی میآورد، دستان مقرون به شوق او به دامن معشوق آویخته است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شیرین به در نمیرود از خانه بی رقیب
داند شکر که دفع مگس بادبیزن است
معنی: معشوق بدون نگهبان از خانه بیرون نمیرود، زیرا همانطور که برای دفع مگس از گِرد شکر بادبزن لازم است، رقیب هم میتواند هوسبازان را از گرد معشوق براند. [ رقیب: ۸/۹ / بادبیزن: بادبزن / شکر: نام یکی از معشوقههای خسروپرویز است. شیرین با آنکه علاقهٔ مفرطی به خسرو داشت، درمقابل هوس او مقاومت میکرد وخسرو برای تحریک حسادت شیرین به اصفهان رفت و با زنی پرآوازه و جمیل، به نام شکّر اصفهانی، ازدواج کرد و شکر در مدت کوتاه زندگی خود با خسرو او را فریفت و کام خسرو را بر نیاورد. ( فرهنگ تلمیحات ذیل خسروپرویز ) / تلمیح: اشاره به داستان خسرو شیرین / تناسب: شیرین، شکر/ ایهام: شیرین ۱- معشوق به طور کلی ۲- معشوقهٔ فرهاد. / تناسب: بین «شیرین و شکر» در معنای غیرمنظورشان با «مگس» / تشبیه مرکب: مصراع اول مشبه، مصراع دوم مشبّهبه. ] - منبع: شرح غزلهای سعدی
جور رقیب و سرزنش اهل روزگار
با من همان حکایت گاو دهلزن است
مرحوم خطیب رهبر در ذیل بیت این توضیحات را آورده است: “دهل: طبل بزرگ و نقاره و تبیره- در نسخه بدل «گاو و دهلزن» به جای «گاو دهل زن» آمده که بر متن ترجیح دارد. / معنی بیت: ستم مراقبان و نگهبانان کوی یار و طعنه آنان بر من داستان گاوی است که دهلنواز بر پشت او طبل میکوبد و گاو را از بانگ دهل بیم و نگرانی نباشد.”(دیوان غزلیات، شرح خطیب رهبر، ص۱۲۳ )
بازان شاه را حسد آید بدین شکار
کان شاهباز را دل سعدی نشیمن است
باز: پرندهای است شکاری که درقدیم شاهان برای شکار از آن استفاده میکردند و غالباً برروی دست و شانهٔ خود جای میدادند، و شاهباز بازی باشد سفید و بزرگ، این پرنده به رنگهای زرد خرمایی یا خرمایی تیره و سفیدفام دیده میشود، ولی بیشتر نوع سفیدرنگ آن را بدان نام خوانند. (لغتنامه) / نشیمن: آشیانه / استعارهٔ مصرحه: شاهباز (معشوق) / معنی: بازهای شکاری شاه بر شاهبازی که دل سعدی را منزل خویش ساخته، حسادت میورزند، زیرا آنها بر بازو مینشینند و این شاهباز بر دل. - منبع: شرح غزلهای سعدی
قلب رقیق چند بپوشد حدیث عشق
هرچ آن به آبگینه بپوشی مبیَّن است
قلب رقیق: دل نازک، نرم و مهربان/ حدیث: سخن، حکایت و ماجرا / آبگینه: شیشه / مبیَّن: پیدا و آشکار / تشبیه مرکب: مصراع اول مشبّه، مصراع دوم مشبهبه. / معنی: دل نازک چگونه میتواند داستان عشق را در خود پنهان نگه دارد؟ همان طور که چیزی را که در شیشه پنهان کنی، کاملا آشکار است و پوشیده نمیماند، حدیث عشق هم ازپشت قلب رقیق، آشکارا مشاهده میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی