برگردان به زبان ساده
خواهم اندر پایش افتادن چو گوی
ور به چوگانم زند هیچش مگوی
هوش مصنوعی: میخواهم آنقدر تسلیم او شوم که مانند گوی به پاهایش بیفتم، و اگر او هم مرا براند، هیچچیزی در موردش نگویم.
بر سر عشاق طوفان گو ببار
در ره مشتاق پیکان گو بروی
هوش مصنوعی: بگو بر سر عاشقان به شدت طوفان ببارد و برای مسافران عشق، نشانههایی از دوری و عشق بفرستد.
گر به داغت میکُند، فرمان ببر
ور به دردت میکُشد، درمان مجوی
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر عشق و دلتنگی تو رنج میبرد، به آن رنج فرمان ببَر؛ و اگر به خاطر غمت درد میکشد، نخواهی یافت که درمانی برای آن وجود دارد.
ناودان چشم رنجوران عشق
گر فرو ریزند، خون آید به جوی
هوش مصنوعی: اگر چشمان عاشقانی که زجر و رنج میکشند اشک بریزند، خون از چشمهها سرازیر خواهد شد.
شاد باش ای مجلس روحانیان
تا که خورد این می که من مستم به بوی
هوش مصنوعی: بنشین و شاد باش ای جمع روحانیان، تا زمانی که من از بوی این می خمار شوم و مست گردم.
هر که سودانامهٔ سعدی نبشت
دفتر پرهیزگاری گو بشوی
هوش مصنوعی: هرکسی که نوشتههای سعدی را مطالعه کرده باشد، باید کتاب پرهیزگاری را کنار بگذارد یا فراموش کند.
هر که نشنیدهست وقتی بوی عشق
گو به شیراز آی و خاک من ببوی
هوش مصنوعی: هر کسی که تا به حال بوی عشق را نشنیده، به شیراز بیا و عطر خاک من را استشمام کن.