برگردان به زبان ساده
کبر یک سو نِه اگر شاهد درویشانی
دیوِ خوشطبع بِه از حورِ گرهپیشانی
هوش مصنوعی: اگر خودخواهی و تکبر را کنار بگذاری، میفهمی که زیبایی و جذابیت درویشان که با سادگی و دلسوزی زندگی میکنند، بسیار بهتر از زیبایی حورهایی است که فقط در ظاهر جذابند.
آرزو میکندم با تو دمی در بستان
یا به هر گوشه که باشد که تو خود بستانی
هوش مصنوعی: آرزو دارم لحظاتی را در کنار تو باشم، در باغی یا هر مکان دیگری، چون تو خود مانند یک باغ هستی.
با من کشتهٔ هجران نفسی خوش بنشین
تا مگر زنده شوم زآن نفس روحانی
هوش مصنوعی: با من که از جدایی رنج میبرم، لحظهای خوش گذران که شاید با آن نفس خوب زنده شوم.
گر در آفاق بگردی به جز آیینه تو را
صورتی کس ننماید که بدو میمانی
هوش مصنوعی: اگر در دنیا بگردی، هیچکس را به غیر از آیینه نمیبینی که بتوانی به او تکیه کنی و در او بمانی.
هیچ دورانی بی فتنه نگویند که بود
تو بدین حسن مگر فتنه این دورانی
هوش مصنوعی: در هیچ دورانی نمیتوان گفت که بدون مشکلات و درگیریها بوده است. تو به زیباییات معروفی، اما آیا زیبایی تو خود معضل این روزها نیست؟
مردم از ترس خدا سجده رویت نکنند
بامدادت که ببینند و من از حیرانی
هوش مصنوعی: مردم به خاطر ترس از خدا، به محض دیدن تو سجده نمیکنند، اما من به خاطر شگفتی و حیرتی که از تو دارم، چنین حسی را تجربه میکنم.
گرم از پیش برانی و به شوخی نروم
عفو فرمای که عجز است نه بی فرمانی
هوش مصنوعی: اگر تو با بیمحلی و شوخی از قبل مرا برانی، لطفاً مرا ببخش، زیرا این رفتار نشانهی ناتوانی من است نه بیاحترامی.
نه گزیر است مرا از تو نه امکان گریز
چاره صبر است که هم دردی و هم درمانی
هوش مصنوعی: من از تو نه میتوانم فرار کنم و نه راهی برای دوری از تو وجود دارد. تنها راهکار صبر کردن است، زیرا هم درد من و هم درمان من در توست.
بندگان را نبود جز غم آزادی و من
پادشاهی کنم ار بنده خویشم خوانی
هوش مصنوعی: بندگان فقط به فکر آزادی هستند، اما من اگر خودم را بنده تو بخوانی، به عنوان پادشاهی زندگی میکنم.
زین سخنهای دلاویز که شرح غم توست
خرمنی دارم و ترسم به جوی نستانی
هوش مصنوعی: از این گفت و گوهای زیبا که درباره درد و غم توست، انبوهی دارم و میترسم که آن را به جویی منتقل کنی و از دست برود.
تو که یک روز پراکنده نبودهست دلت
صورت حال پراکندهدلان کی دانی
هوش مصنوعی: تو که هرگز دلت پراکنده نبوده است، چطور میتوانی حالات پراکنده دلان را بشناسی؟
نفسی بندهنوازی کن و بنشین ار چند
آتشی نیست که او را به دمی بنشانی
هوش مصنوعی: لطفاً با لطافت و مهربانی با من رفتار کن و بنشینی، حتی اگر به نظر میآید که آتشی وجود ندارد که بتوانم آن را به راحتی خاموش کنم.
سخن زندهدلان گوش کن از کشته خویش
چون دلم زنده نباشد که تو در وی جانی
هوش مصنوعی: به حرفهای افرادی که زندگیشان پر از احساس و زندگی است، توجه کن. آنها از تجربههای تلخ و زخمهایشان صحبت میکنند. اگر دلم زنده و پر امید نباشد، مانند این است که تو در آن زندگی نمیکنی و جانی در آن نیست.
این توانی که نیایی ز در سعدی باز
لیک بیرون روی از خاطر او نتوانی
هوش مصنوعی: هرچند که تو به سوی سعدی نمیآیی، اما نمیتوانی از یاد او بیرون بروی.