برگردان به زبان ساده
مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
به هر چه حکم کنی بر وجود من حکمی
هوش مصنوعی: تو برای من عزیز و محترم هستی و هرگونه تصمیمی که بگیری، من به آن احترام میگذارم و آن را میپذیرم.
غمت مباد و گزندت مباد و درد مباد
که مونس دل و آرام جان و دفع غمی
هوش مصنوعی: نگران غمت نباش و آسیب نبین و دردی احساس نکن؛ زیرا تو همدم دل و مایه آرامش جان هستی و باعث میشوی که غمها کنار بروند.
هزار تندی و سختی بکن که سهل بود
جفای مثل تو بردن که سابق کرمی
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که در زندگی با مشکلات و سختیها روبرو شوی، تحمل بیمهری و سختیهای کسی مثل تو آسانتر از آن است که زمانی که از او محبت و مهربانی میدیدم.
ندانم از سر و پایت کدام خوبتر است
چه جای فرق که زیبا ز فرق تا قدمی
هوش مصنوعی: نمیدانم که از نظر زیبایی، کدام یک از سر و پاهایت بهتر است. چه اهمیتی دارد، وقتی زیبایی از فرق سر تا انگشت پا در تو وجود دارد.
اگر هزار الم دارم از تو بر دل ریش
هنوز مرهم ریشی و داروی المی
هوش مصنوعی: اگرچه هزار درد و رنج از تو بر دل دارم، اما هنوز هم توانایی تسکین و درمان این دردها را از تو دارم.
چنین که میگذری کافر و مسلمان را
نگه به توست که هم قبلهای و هم صنمی
هوش مصنوعی: زمانی که تو از کنار دیگران میگذری، فرقی نمیکند که آنها کافر باشند یا مسلمان، توجه به توست؛ زیرا هم جهت قبلهات هستند و هم همنشین تو.
چنین جمال نشاید که هر نظر بیند
مگر که نام خدا گرد خویشتن بدمی
هوش مصنوعی: این زیبایی را نمیتوان با هر نگاه مشاهده کرد، مگر اینکه نام خدا را همیشه در دل داشته باشی.
نگویمت که گلی بر فراز سرو روان
که آفتاب جهانتاب بر سر علمی
هوش مصنوعی: نگو که تنها گل روی درختی است که در بالای سرو قرار دارد و آفتاب درخشان بر سر آن سایه افکنده است.
تو مشکبوی سیه چشم را که دریابد
که همچو آهوی مشکین از آدمی برمی
هوش مصنوعی: شخصی با چشمان سیاه و بوی خوش مانند مشک، اگر متوجه شود که مانند یک آهو از انسان دور میشود.
کمند سعدی اگر شیر شرزه صید کند
تو در کمند نیایی که آهوی حرمی
هوش مصنوعی: اگر سعدی با کمندش بتواند شیر وحشی را شکار کند، تو هرگز در این دام نخواهی افتاد، چون تو آهو و گلهای از حرمت هستی.