برگردان به زبان ساده
ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری
چون سنگدلان دل بنهادیم به دوری
هوش مصنوعی: ما بدون تو نتوانستیم صبر کنیم و مانند سنگدلها دل به دوری تو سپردیم.
بعد از تو که در چشم من آید که به چشمم
گویی همه عالم ظلمات است و تو نوری
تصحیح AI: وقتی تو در چشم من «نیایی»، گویی که همهٔ دنیا برایم تاریک است و تنها تو نوری هستی که در این تاریکی میدرخشی.
خلقی به تو مشتاق و جهانی به تو روشن
ما در تو گریزان و تو از خلق نفوری
هوش مصنوعی: افرادی به تو علاقهمند و جهانی به نور تو و روشنایی تو نیازمندند، اما ما از تو فراری هستیم و تو نیز از انسانها بیزاری داری.
جز خط دلاویز تو بر طرف بناگوش
سبزه نشنیدم که دمد بر گل سوری
هوش مصنوعی: جز زیبایی و جذابیت تو، چیزی را در کنار گلهای سبز و صورتی نشنیدم.
در باغ رو ای سرو خرامان که خلایق
گویند مگر باغ بهشت است و تو حوری
هوش مصنوعی: ای سرو زیبا، به باغ بیا و با زیباییهای خود به حرکت بپرداز. مردم میگویند آیا این باغ بهشت نیست و آیا تو حوری نیستی؟
روی تو نه روییست کز او صبر توان کرد
لیکن چه کنم گر نکنم صبر ضروری
هوش مصنوعی: چهره تو به قدری زیباست که هیچکس نمیتواند در برابر آن صبر کند، اما چه میتوان کرد وقتی که صبر کردن ضروری است؟
سعدی به جفا دست امید از تو ندارد
هم جور تو بهتر که ز روی تو صبوری
تصحیح AI: سعدی میگوید که با مشکلات و سختیهایی که از طرف تو میرسد، میتواند به تو امیدوار باشد، و بهتر است که درد و رنج را تحمل کند تا اینکه با شکیبایی، دوری از چهرهٔ تو را تحمل نماید. (AI: سعدی میگوید که با مشکلات و سختیهایی که از طرف تو میرسد، دیگر نمیتواند به تو امیدوار باشد، و بهتر است که درد و رنج را تحمل کند تا اینکه به عشق تو دل ببندد.)