برگردان به زبان ساده
دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری
و گر نه فتنه ندیدی به خواب، بیداری
هوش مصنوعی: دو چشمت که در مستی هستند، قانون هوشیاری را به دوش گرفتند؛ وگرنه اگر بیدار بودی، هرگز چنین آشفتگی را نمیدیدی.
زمانه با تو چه دعوی کند به بدمهری
سپهر با تو چه پهلو زند به غداری
تصحیح AI: زمانه و دنیا چه ادعایی میتواند دربارهٔ نامهربانی تو داشته باشد؟ آسمان و چرخ فلک چگونه با بیرحمی تو برابری کند؟ (AI: زمانه و دنیا چه ادعایی میتواند دربارهی تو داشته باشد، وقتی که آسمان این قدر با تو نامهربان است و به تو خیانت میکند.)
معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
به دوستیت وصیت نکرد و دلداری
هوش مصنوعی: معلم تو فقط به تو یاد داد که چطور بازیگوشی کنی و دلربایی، اما هیچگاه به تو وصیت نکرد که چگونه دوست واقعی باشی و به دیگران دلداری بدهی.
چو گل لطیف ولیکن حریف اوباشی
چو زر عزیز ولیکن به دست اغیاری
هوش مصنوعی: انسانی چون گل است که لطافت و زیبایی دارد، اما در کنار آدمهای نادرست و بدرفتار قرار گرفته است. همچنین، او مانند طلا ارزشمند است، اما در دست افرادی بیوفا و غافل از ارزش آن قرار دارد.
به صید کردن دلها چه شوخ و شیرینی
به خیره کشتن تنها چه جلد و عیاری
هوش مصنوعی: دلها را به راحتی و با شیرینی شکار کردن، و تنها را با زیرکی و ترفندهای هوشمندانه به کام مرگ کشاندن.
دلم ربودی و جان میدهم به طیبت نفس
که هست راحت درویش در سبکباری
هوش مصنوعی: دل مرا بردی و به خاطر خوشیات جانم را فدای تو میکنم، چرا که راحتی درویش در بینیازی و سبکی زندگی است.
گر افتدت گذری بر وجود کشته عشق
سخن بگوی که در جسم مرده جان آری
هوش مصنوعی: اگر به طور تصادفی به کسی که عاشق شده برسی، با او صحبت کن، چون در وجود او که به نظر مرده میآید، روح و زندگی وجود دارد.
گرت ارادت باشد به شورش دل خلق
بشور زلف که در هر خمی دلی داری
هوش مصنوعی: اگر به دلخواه و ارادت به شور و شوق مردم داری، زلف خود را به هم بریز؛ زیرا در هر لطافت و نرمی، دلی وجود دارد.
چو بت به کعبه نگونسار بر زمین افتد
به پیش قبله رویت بتان فرخاری
هوش مصنوعی: وقتی که بت معروف و محبوب به زمین بیفتد، در برابر کعبه، نظرت به سوی چهرههای زیبا و جذاب معشوقهها جلب میشود.
دهان پر شکرت را مثل به نقطه زنند
که روی چون قمرت شمسهایست پرگاری
هوش مصنوعی: دهان شیرین تو مانند نشانهگیری است که بر روی زیبایی صورتت نور میپاشد و جلوهای خاص دارد.
به گرد نقطه سرخت، عذارِ سبز، چنان
که نیم دایرهای برکشند زنگاری
هوش مصنوعی: موهای بلند و سبز تو را بهگونهای در اطراف چهرهات در نظر میآورم که انگار هالهای زیبا و گرد از رنگ زنگارین دور آن شکل گرفته است.
هزار نامه پیاپی نویسمت که جواب
اگر چه تلخ دهی در سخن، شکرباری
هوش مصنوعی: من هزاران نامه برایت مینویسم، حتی اگر جوابهای تو تلخ و ناگوار باشد، چون در کلام تو شیرینی پیدا میکنم.
ز خلق گوی لطافت تو بردهای امروز
به خوبرویی و سعدی به خوبگفتاری
هوش مصنوعی: امروز زیبایی و خوشرویی تو باعث شده که لطافت و ظرافت احساسات دیگران را تحت تأثیر قرار دهد، و سعدی هم به خوبی توانسته این ویژگی را بیان کند.