برگردان به زبان ساده
مپرس از من که هیچم یاد کردی
که خود هیچم فرامش مینگردی
هوش مصنوعی: از من نپرس که آیا یادم کردی، چون من خودم هیچم و تو هم به من توجهی نمیکنی.
چه نیکوروی و بدعهدی که شهری
غمت خوردند و کس را غم نخوردی
هوش مصنوعی: چقدر زیباست که تو چهرهای دلفریب داری، اما در عوض، به راحتی به وعدههایت عمل نمیکنی. شهر پر شده از غم و اندوه تو، ولی تو هیچکس را غمگین نکردهای.
چرا ما با تو ای معشوق طناز
به صلحیم و تو با ما در نبردی
هوش مصنوعی: چرا ما با تو، ای معشوق زیبا و فریبنده، در صلح و آرامش هستیم، در حالی که تو در حال جنگ و مبارزه با ما هستی؟
نصیحت میکنندم سردگویان
که برگرد از غمش بیروی زردی
هوش مصنوعی: مردم با تجربه به من میگویند که از غم و ناراحتی دوری کنم و به سمت شادی و زندگی بهتر برگردم.
نمیدانند کز بیمار عشقت
حرارت باز ننشیند به سردی
هوش مصنوعی: آنها نمیدانند که عشق تو چگونه از دلم نمیرود و هرگز سرد نمیشود.
ولیکن با رقیبان چارهای نیست
که ایشان مثل خارند و تو وردی
هوش مصنوعی: اما در برابر رقیبان چارهای نیست؛ چرا که آنها مانند خار هستند و تو مثل گلی هستی.
اگر با خوبرویان مینشینی
بساط نیکنامی درنوردی
هوش مصنوعی: اگر با افراد زیبا و خوشچهره معاشرت کنی، نام نیک و خوبی به دست میآوری.
دگر با من مگوی ای باد گلبوی
که همچون بلبلم دیوانه کردی
هوش مصنوعی: دیگر با من صحبت نکن ای باد خوشبو، زیرا که مثل بلبلم مرا دیوانه کردی.
چرا دردت نچیند جان سعدی
که هم دردی و هم درمان دردی
تصحیح AI: چرا سعدی دردت را به جان نخرد؟ که خودت، هم دردی و هم درمانی. (AI: چرا تو، ای جان سعدی، از درد خود نرنجی وقتی که هم خود درد را درک میکنی و هم دارویی برای درمان آن داری؟)