برگردان به زبان ساده
ای باد بامدادی خوش میروی به شادی
پیوند روح کردی پیغام دوست دادی
هوش مصنوعی: ای باد صبحگاهی، تو با شادابی و طراوت خود به حرکت در میآیی و روح و جان را با خود پیوند میزنی و پیام دوست را به عالم میآوری.
بر بوستان گذشتی؟ یا در بهشت بودی؟
شاد آمدی و خرم، فرخندهبخت بادی
فرخندهبخت بادی: فرخندهبخت و نیکبخت بشوی.
تا من در این سرایم این در ندیده بودم
کامروز پیش چشمم در بوستان گشادی
هوش مصنوعی: تا به حال در این خانه چیزی مانند این در را که امروز در باغ دیدم، ندیده بودم.
چون گل روند و آیند این دلبران و خوبان
تو در برابر من چون سرو بایستادی
هوش مصنوعی: وقتی این دلبران و زیبارویان مانند گل به سمت من میآیند، تو مثل سرو در برابر من ایستادهای.
ایدون که مینماید در روزگار حسنت
بس فتنهها بزاید تو فتنه از که زادی؟
هوش مصنوعی: وقتی در زمان تو زیبایی و زیباییهای تو نمایان است، فتنههای زیادی به وجود میآید. حال سؤال اینجاست که تو این فتنه را از چه چیزی به وجود آوردهای؟
اول چراغ بودی، آهسته شمع گشتی
آسان فراگرفتم، در خرمن اوفتادی
آسان فراگرفتم: دستکم و آسان گرفتم.
خواهم که بامدادی بیرون روی به صحرا
تا بوستان بریزد گلهای بامدادی
هوش مصنوعی: میخواهم که صبح زود به دشت بروم تا گلهای زیبای صبحگاهی را ببینم و ببویم.
یاری که با قرینی الفت گرفته باشد
هر وقت یادش آید، تو دمبهدم به یادی
هروقت: در اینجا یعنی گاهگاهی.
گر در غمت بمیرم، شادی به روزگارت
پیوسته نیکوان را غم خوردهاند و شادی
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غمت بمیرم، میدانم که در روزگار تو شادی گنجایش نداشته و خوبان نیز به غم نشستهاند.
جایی که داغ گیرد دردش دوا پذیرد
آن است داغ سعدی، کاول نظر نهادی
اول نظر: اولین نگاه.