برگردان به زبان ساده
چون خراباتی نباشد زاهدی؟
کهش به شب از در درآید شاهدی
هوش مصنوعی: اگر در میخانهای زاهدی نباشد، پس چه کسی در شب از در وارد میشود تا نشانی از معشوق به انسان دهد؟
محتسب گو تا ببیند روی دوست
همچو محرابی و من چون عابدی
هوش مصنوعی: محتسب، به او بگو که چهره دوست همچون محرابی زیباست، و من مانند عابدی هستم که در برابر آن عبادت میکنم.
چون من آب زندگانی یافتم
غم نباشد گر بمیرد حاسدی
هوش مصنوعی: زمانی که من به آب زندگی دست یافتم، دیگر برایم مهم نیست که حاسد و حسود من بمیرد یا نه.
آنچه ما را در دل است از سوز عشق
مینشاید گفت با هر باردی
تصحیح AI: آنچه در دل ما از سوز عشق وجود دارد، نمیتوان با هر دلسرد و افسردهای بیان کرد. (AI: آنچه در دل ما از درد عشق وجود دارد، نمیتوان با هر زبانی بیان کرد.)
دوستان گیرند و دلداران ولیک
مهربان نشناسد الا واحدی
هوش مصنوعی: دوستان و عاشقان زیادی وجود دارند، اما تنها یک نفر است که واقعاً مهربانی را میشناسد.
از تو روحانیترم در پیش دل
نگذرد شبهای خلوت واردی
هوش مصنوعی: در دلپردازی و راز و نیاز، من از تو virtuous ترم و در شبهای تنهایی، به تو نزدیکترم.
خانهای در کوی درویشان بگیر
تا نماند در محلت زاهدی
هوش مصنوعی: یک خانه در محله درویشها بگیر تا دیگر در محل زاهدی باقی نماند.
گر دلی داری و دلبندیت نیست
پس چه فرق از ناطقی تا جامدی؟
هوش مصنوعی: اگر دل داری ولی به کسی وابسته نیستی، تفاوتی با جمادها نداری.
گر به خدمت قائمی خواهی، منم
ور نمیخواهی، به حسرت قاعدی
تصحیح AI: اگر به دنبال خدمتگذاری هستی که ایستاده و ثابتقدم باشد، من همانم. اما اگر نمیخواهی، من به حسرت بنشستهام. / تضاد: قائم، قاعد / (AI: اگر به دنبال کمک و پشتیبانی کسی هستی که ایستاده و ثابت قدم باشد، من همانم. اما اگر نمیخواهی، باید با حسرت زندگی کنی.)
سعدیا گر روزگارت میکُشد
گو بکُش بر دست سیمینساعدی
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر زمانه تو را بهسختی میآورد، پس خودت را به دست کسی بسپار که دستش همچون نقره نرم و دلنشین است.