برگردان به زبان ساده
یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی
رای رای توست خواهی جنگ خواهی آشتی
هوش مصنوعی: یادته که با من درگیر بودی؟ حالا تصمیم با تو هست؛ اگر میخواهی میتوانی دوباره جنگ کنیم یا آشتی کنی.
نیک بد کردی شکستن عهد یار مهربان
این بتر کردی که بد کردی و نیک انگاشتی
هوش مصنوعی: تو با شکستن وعدهها و پیمانها به دوستی مهربان آسیب زدی و این کار تو بدتر است از آنچه که فکر میکنی چون گمان میکنی که کار خوبی کردهای.
دوستان دشمن گرفتن هرگزت عادت نبود
جز در این نوبت که دشمن دوست میپنداشتی
هوش مصنوعی: تو هیچگاه عادت نداشتی که دوستانت را دشمن بدانی، جز در این بار که تصور کردی دشمنان به جای دوستان هستند.
خاطرم نگذاشت یک ساعت که بدمهری کنم
گرچه دانستم که پاک از خاطرم بگذاشتی
تصحیح AI: ذهنم اجازه نداد که حتی برای یک ساعت هم با تو بدرفتاری کنم، با اینکه میدانستم که تو مرا کاملاً از یاد بردهای. (AI: ذهنم اجازه نداد که حتی برای یک ساعت هم با تو بدرفتاری کنم، با اینکه میدانستم که تو به راحتی از یادم رفتهای.)
همچنانت ناخن رنگین گواهی میدهد
بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی
هوش مصنوعی: ناخنهای رنگی تو هنوز نشان میدهد که بر روی انگشتانت، نشانی از خون عزیزانت داری.
تا تو برگشتی نیامد هیچ خلق اندر نظر
کز خیالت شحنهای بر ناظرم بگماشتی
هوش مصنوعی: وقتی تو برگشتی، هیچکس در نظر نمیآمد که از خیال تو کسی را برای مراقبت بر من بگمارد.
هر چه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
سر نهادن به در آن موضع که تیغ افراشتی
تصحیح AI: هر کاری که میخواهی انجام بده، زیرا ما هیچ خصومتی با تو نداریم. ما در جایی که شمشیرت را بلند کردهای، تسلیم نمیشویم («میشویم» صحیح است).
هر دم از شاخ زبانم میوهای تر میرسد
بوستانها رست از آن تخمم که در دل کاشتی
هوش مصنوعی: هر لحظه از کلام من اندیشهای تازه و دلنشین به وجود میآید. باغهای سرسبز زندگی نتیجهی آن امید و زحمتی هستند که در دل کاشتم.
سعدی از عقبی و دنیا روی در دیوار کرد
تا تو در دیوار فکرش نقش خود بنگاشتی
تصحیح AI: سعدی از آخرت و دنیای فانی گذشت و رو به دیوار کرد، از وقتی که تو در دیوار فکر و اندیشهاش، تصویر خود را بر جای بگذاشتی. (AI: سعدی از گذشت زمان و دنیای فانی یادآوری میکند که تو باید در دیوار فکر و اندیشهات، تصویر خود را بر جای بگذاری.)