برگردان به زبان ساده
ای باد که بر خاک در دوست گذشتی
پندارمت از روضه بستان بهشتی
هوش مصنوعی: ای باد، تو که از کنار خاکِ دوست عبور کردی، گویی از باغ بهشتی میگذری.
دور از سببی نیست که شوریده سودا
هر لحظه چو دیوانه دوان بر در و دشتی
تصحیح AI: (خطاب به باد) بیعلت نیست که همچون آدمی عاشق و دیوانه هر لحظه با شوق و اشتیاق بر در و دشت میدوی. (AI: هیچ چیزی نمیتواند مانع از این شود که آدمی عاشق و دیوانه هر لحظه با شوق و اشتیاق بر در و دشت بگردد.)
باری مگرت بر رخ جانان نظر افتاد
سرگشته چو من در همه آفاق بگشتی
هوش مصنوعی: اگر تو به چهره معشوق نگری و به عشق او دچار شوی، همچون من در همه جا به دنبال او خواهی گشت.
از کف ندهم دامن معشوقه زیبا
هل تا برود نام من ای یار به زشتی
هوش مصنوعی: نمیخواهم دامن زیبای معشوقهام را از دست بدهم تا نام من به زشتی برود، ای یار.
جز یاد تو بر خاطر من نگذرد ای جان
با آن که به یک بارهام از یاد بهشتی
تصحیح AI: جز یاد تو چیزی در دل و ذهن من نمیماند، ای جان، با آن که در یک لحظه مرا از یاد بردی. / بهشتی: از مصدر هشتن، رها کردن / (AI: جز یاد تو چیزی در دل و ذهن من نمیماند، ای جان، با این حال که در یک لحظه از یاد بهشت هم فراموشم میشود.)
با طبع ملولت چه کند دل که نسازد
شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی
تصحیح AI: دل چگونه میتواند با حال دلگیر تو کنار بیاید، در حالی که هر لحظهی زندگی مناسب و شایستهی آرامش نیست (و همه وقتی وزش باد موافق حرکت کشتی نیست).
بسیار گذشتی که نکردی سوی ما چشم
یک دم ننشستم که به خاطر نگذشتی
هوش مصنوعی: تو به راحتی از کنار من عبور کردی و حتی یک بار هم به من نگاه نکردی. من لحظهای آرام نگرفتم چون تو به یاد من نبودی.
شوخی شکرالفاظ و مهی لالهبناگوش
سروی سمناندام و بتی حورسرشتی
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و جذابیت افرادی اشاره دارد که هم در کلام و هم در ظاهر دارای ویژگیهای دلپذیر و جذاب هستند. صحبتهای شیرین و لطیف آنها مانند شکر است و زیباییهای ظاهریشان همانند گلها و درختان دلربا است. به طوری که این افراد به خاطر ویژگیهای جذابشان میتوانند توجه دیگران را به خود جلب کنند.
قلاب تو در کس نفکندی که نبردی
شمشیر تو بر کس نکشیدی که نکشتی
تصحیح AI: تو هیچکس را در دام خود نینداختی (که نبردی) و هیچکس را با شمشیر خود مجروح نکردی (که نکشتی).
سیلاب قضا نسترد از دفتر ایام
اینها که تو بر خاطر سعدی بنوشتی
هوش مصنوعی: سرنوشت و تقدیر انسانها مانند سیلابی است که از دفتری به نام روزگار جاری میشود و آنچه را که تو در ذهن من نوشتهای، همانند یادهایی است که بر دل سعدی باقی مانده است.