برگردان به زبان ساده
تو خون خلق بریزی و روی درتابی
ندانمت چه مکافاتِ این گنه یابی
هوش مصنوعی: اگر تو به ظلم و ستم به مردم آسیب بزنی و بعد هم خود را بیخبر نشان دهی، نمیدانی که عواقب این کار نادرست چه خواهد بود.
تَصُدُّ عَنّی فِی الجَوْرِ وَ النّویٰ لٰکِن
إِلَیْکَ قَلْبی یا غایَةَ المُنَیٰ صابِ
هوش مصنوعی: تو در سختیها و مشکلات، مرا از خود دور میکنی، اما قلبم تنها به سمت توست، ای هدف آرزوهایم.
چو عندلیب چه فریادها که میدارم
تو از غرور جوانی همیشه در خوابی
هوش مصنوعی: مانند بلبل چقدر ناله و فریاد دارم، اما تو به خاطر غرور جوانیات همیشه در خواب و غفلت هستی.
إِلَی الْعُداةِ وَصَلْتُمْ وَ تَصْحَبونَهُمُ
وَ فی وِدادِکُمُ قَدْ هَجَرْتُ أَحْبابی
هوش مصنوعی: شما به دشمنان خود رسیدهاید و با آنها همراه هستید، در حالی که من به خاطر محبت شما، دوستانم را ترک کردهام.
نه هر که صاحب حسن است جور پیشه کند
تو را چه شد که خود اندر کمین اصحابی؟
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی دارد، لزوماً به ظلم و ستم روی نمیآورد. تو چرا به دوستانت چنین نگاه کردهای و آنها را در تنگنا قرار دادهای؟
أَحِبَّتی أَمَرونی بِتَرْکِ ذِکْراهُ
لَقَدْ أَطَعْتُ وَ لٰکِنَّ حُبَّهُ آبِ
هوش مصنوعی: ای دوستان، به من گفتید که یاد او را فراموش کنم؛ من هم اطاعت کردم، اما عشق او در وجودم باقی مانده است.
غمت چگونه بپوشم؟ که دیده بر رویت
همی گواهیِ بر من دهد به کذّابی
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم غم تو را پنهان کنم؟ در حالی که چشمم به تو نگاه میکند و گواهی بر احساساتم میدهد و دروغی بر این موضوع نخواهد بود.
مرا تو بر سر آتش نشاندهای عجب آنک
منم در آتش و از حال من تو در تابی
هوش مصنوعی: تو مرا در آتش قرار دادهای، اما جالب اینجاست که من درگیر آتش هستم و تو از حال من بیخبر و نگران نیستی.
من از تو سیر نگردم که صاحب استسقا
نه ممکن است که هرگز رسد به سیرابی
هوش مصنوعی: من هرگز از تو سیر یا خسته نمیشوم؛ زیرا تو منبعی هستی که هرگز نمیتوان به تمام نیازها و عطشها رسید.