برگردان به زبان ساده
میبرزند ز مشرق، شمع فلک زبانه
ای ساقی صبوحی! دَر دِه میِ شبانه
تصحیح AI: شمع آسمان (خورشید) از سمت شرق روشن میشود؛ ای ساقیِ شراب صبحگاهی، مِیِ شبانگاهی بیاور. (AI: شمع آسمان از سمت شرق روشن میشود و در این تاریکی شب، ای ساقی، میای برای ناشنوایان بیاور.)
عقلم بدزد لختی، چند اختیار دانش؟
هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟
هوش مصنوعی: مدتی عقل و فکر مرا غافل کن تا بتوانم از دردهای زمانه فارغ شوم و کمی آرامش یابم.
گر سنگِ فتنه بارد، فرق منش سپر کن
ور تیرِ طعنه آید، جان منش نشانه
تصحیح AI: اگر مشکلات و حوادث سخت به سراغت بیاید، فرقِ سرِ مرا سپر کن و اگر تهمت و کنایه به تو زده شود، جان مرا هدف قرار بده. (AI: اگر مشکلات و حوادث سخت به سراغت بیاید، از خودت محافظت کن و اگر تهمت و کنایه به تو زده شود، نشان بده که این مسائل تاثیری بر روی تو ندارد.)
گر می به جان دهندت، بستان که پیش دانا
زآب حیات بهتر، خاک شرابخانه
حمیدرضا باصفا: انسان دانا؛ شراب عشق را بر هر چیزی ترجیح می دهد؛ چرا که خاک میخانه از زندگی جاودانه بهتر است!
آن کوزه بر کفم نِه، کآب حیات دارد
هم طعم نار دارد، هم رنگ ناردانه
هوش مصنوعی: کوزهای که در دست دارم، نه تنها آب زندگیبخش را در خود دارد، بلکه طعمی مشابه با نار (انار) و رنگی همانند دانههای انار هم دارد.
صوفی چگونه گردد، گرد شرابِ صافی؟
گنجشک را نگنجد، عنقا در آشیانه
هوش مصنوعی: صوفی چگونه میتواند در کنار شراب خالص باشد، در حالی که پرندهای بزرگ و افسانهای مثل عنقا در لانهای که مناسب گنجشک است، جا نمیشود؟
دیوانگان نترسند، از صولت قیامت
بشکیبد اسب چوبین، از سیف و تازیانه
هوش مصنوعی: دیوانگان از قدرت و هیبت روز قیامت نمیترسند و همچون اسبی چوبین، بیخیال و بدون ترس، با سلاح و تازیانه به پیش میروند.
صوفی و کنج خلوت، سعدی و طرْف صحرا
صاحب هنر نگیرد، بر بیهنر بهانه
عارف و زاهد از دیگران کناره گرفته و تلاش دارد تا در خلوت خویش معانی زندگانی را کشف کند؛ در حالی که سعدی میداند برای دیدن حقایق جهان نیازی به عزلت نشینی نیست. اما سعدی بر صوفیان عیب نمیکند. زیرا صوفیان توانایی درک او را ندارند و کسی که دارای درک و شعور بیشتری نسبت به دیگری است، از نادانی او گلایه نمیکند.