برگردان به زبان ساده
ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟
ای دوست که به من ظلم کردی و پیوند محبت را پاره نمودی رسم وفاداری این بود و پیمانی که شکستی و ما ندیدیم.
در کویِ تو معروفم و از رویِ تو محروم
گرگِ دهنآلودهٔ یوسف ندریده
مانند گرگی که برادران یوسف (ع) به نزد یعقوب آورده اند و دهانش را با خون کبوتری خونین کردند ولی یوسف را فی الواقعه یوسف را ندریده بود من نیز در کوی تو به عشق تو معروف شده ام ولی از دیدار روی تو بی بهره ام.
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانهٔ مجنونِ به لیلی نرسیده
ما که تو را ندیدیم ولی افسانه عشق مرا مانند افسانه مجنونی که به لیلی نرسید تمام مردم شهر دهان به دهان گفتند.
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشتِ گزیده
همه شب در خواب لب شیرین زیبا پیکری را به دندان می گیرم و وقتی از خواب بیدار می شوم می بینم که انگشت خودم را به دندان گرفتم.
بس در طلبت کوشش بیفایده کردیم
چون طفلِ دوان در پی گنجشکِ پریده
مانند کودکی که به دنبال گنجشک می دود در حالی که آن گنجشک پریده و به شاخ درخت رسیده من نیز در راه رسیدن به تو تلاش های بی فایده ای کرده ام.
مرغِ دلِ صاحب نظران صید نکردی
الّا به کمانمهرهٔ ابرویِ خمیده
تنها با تیر کمان مهره انداز ابروی خود بود که موفق شدی پرنده ی دل روشن بین چون مرا صید کنی.
میلت به چه ماند؟؛ به خرامیدنِ طاووس
غمزهت به نگه کردنِ آهویِ رمیده
تمایل به تو به راه رفتن خرامان و آهسته و توام با ناز طاووس می مانند و غمزه ات به نگاه های مظلومانه و پر ترس آهویی که در حال فرار است.
گر پای به در مینهم از نقطه شیراز
ره نیست تو پیرامُنِ من حلقه کشیده
حتی اگر تصمیم بگیرم که از شهر شیراز خارج شوم عشق تو به دور من حلقه ی بسته ای ایجاد کرده است.
با دستِ بلورین تو پنجه نتوان کرد
رفتیم دعا گفته و دشنام شنیده
دستان ظریف و مانند بلور تو قوی تر از آن است که بتوان پنجه در پنجه تو انداخت و با تو نبرد کرد لذا ما که رفتیم در حالی که تو را دعا کنیم و از تو دشنام شنیدیم.
روی تو مبیناد دگر دیدهٔ سعدی
گر دیده به کس باز کند رویِ تو دیده
اگر بعد از دیدن روی تو سعدی چشمان خود را به روی دگری باز کند امیدوارم که چشمانش کور شود و دیگر از دیدن روی تو محروم شود.