برگردان به زبان ساده
دیگر به کجا میرود این سرو خرامان
چندین دل صاحب نظرش دست به دامان
هوش مصنوعی: این سرو زیبا و دلربا که توجه بسیاری را جلب کرده، دیگر به کجا میرود؟ دلهای زیادی که به او جذب شدهاند، الآن چه تصمیمی دارند؟
مرد است که چون شمع سراپای وجودش
میسوزد و آتش نرسیدهست به خامان
هوش مصنوعی: مرد واقعی مثل شعله شمع است که در تمام وجودش میسوزد، اما آتش به کسانی که از او خالصتر و بیریا هستند، نمیرسد.
خون میرود از چشم اسیران کمندش
یک بار نپرسد که کیانند و کدامان
هوش مصنوعی: چشمان اسیران همچون بارانی از خون است و هیچکس از آنها نمیپرسد که این افراد چه کسانی هستند و از کجا آمدهاند.
گو خلق بدانید که من عاشق و مستم
در کوی خرابات نباشد سر و سامان
هوش مصنوعی: مردم بدانید که من عاشق و شیدا هستم، در کوچههای خراباتی و بزمگاهان هیچ نظم و ترتیبی برایم وجود ندارد.
در پای رقیبش چه کنم گر ننهم سر
محتاج ملک بوسه دهد دست غلامان
هوش مصنوعی: اگر در مقابل رقیبم قرار بگیرم، چه کنم که اگر سر نیازم را بر زمین نگذارم، باید دست خدمتگزاران را بوسه دهم.
دل میتپد اندر بر سعدی چو کبوتر
زین رفتن و بازآمدن کبک خرامان
هوش مصنوعی: دل به شدت میکوبد برای سعدی، مانند کبوتر که به خاطر رفتن و بازگشتن کبک آرامش دارد.
یا صاح متی یرجع نومی و قراری
انی و علی العاشق هذان حرامان
هوش مصنوعی: ای دوست، کی برمیگردی تا خواب و آرامش مرا بازگردانی، زیرا این دو چیز برای عاشق حرام است؟