برگردان به زبان ساده
گر غصهٔ روزگار گویم
بس قصهٔ بیشمار گویم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از مشکلات و دردسرهای زندگی بگویم، باید داستانهای بیپایانی را روایت کنم.
یک عمر هزار سال باید
تا من یکی از هزار گویم
هوش مصنوعی: برای اینکه من بتوانم یکی از هزاران را بگویم، باید هزار سال زندگی کنم.
چشمم به زبان حال گوید
نی آن که به اختیار گویم
هوش مصنوعی: چشمم به گونهای سخن میگوید که نیازی به بیان کردن با زبان نیست، بلکه احساساتم به وضوح از آن مشخص است.
بر من دل انجمن بسوزد
گر درد فراق یار گویم
هوش مصنوعی: اگر از درد دوری محبوب سخن بگویم، دل تمام جمعیت برای من میسوزد.
مرغان چمن فغان برآرند
گر فرقت نوبهار گویم
هوش مصنوعی: اگر من از جدایی بهار بگویم، پرندگان چمن سرود فراق را سر خواهند داد.
یاران صبوحیم کجایند
تا درد دل خمار گویم
هوش مصنوعی: دوستانی که همیشه در کنارم بودند، کجا هستند تا بتوانم غم و دردهای خود را با آنها در میان بگذارم؟
کس نیست که دل سوی من آرد
تا غصهٔ روزگار گویم
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که به سوی من بیاید تا بتوانم غصههای زندگی را با او در میان بگذارم.
درد دل بیقرار سعدی
هم با دل بیقرار گویم
هوش مصنوعی: من هم میخواهم احساسی از ناامیدی و دلتنگی خود را با دلهایی که از آرامش برخوردار نیستند، به اشتراک بگذارم.