برگردان به زبان ساده
عهد کردیم که بیدوست به صحرا نرویم
بیتماشاگه رویش، به تماشا نرویم
هوش مصنوعی: ما تصمیم گرفتیم که بدون دوست به دشت نرویم و بدون اینکه روی او را ببینیم، به تماشا نرویم.
بوستان، خانهٔ عیش است و چمن، کوی نشاط
تا مهیا نبود عیش مهنا نرویم
هوش مصنوعی: باغ خانه محل خوشی و سرسبزی و خوشحالی است، تا زمانی که فرصت خوشگذرانی فراهم نشده، به آنجا نمیرویم.
دیگران با همه کس، دست در آغوش کنند
ما که بر سفرهٔ خاصیم به یغما نرویم
هوش مصنوعی: دیگران با هر کسی دوست میشوند و رابطه برقرار میکنند، اما ما که در جایگاه ویژه و خاصی هستیم، هیچگاه به راحتی خود را در دسترس نمیگذاریم.
نتوان رفت مگر در نظر یار، عزیز
ور تحمل نکند زحمت ما تا نرویم
تصحیح AI: نمیتوانیم به دور از چهره محبوب برویم و اگر او تحمل نکند زحمت ما را، دست از رفتن خواهیم کشید. (AI: نمیتوانیم به دور از چهره محبوب برویم و اگر او تحمل نکند که ما به زحمت بیفتیم، دست از رفتن نخواهیم کشید.)
گر به خواری ز در خویش براند ما را
به امیدش بنشینیم و به درها نرویم
هوش مصنوعی: اگر ما را به سختی و ذلت از خانهاش دور کند، باز هم به امید او نشسته و به درها نخواهیم رفت.
گر به شمشیر احبا تنِ ما پاره کنند
به تظلم به در خانهٔ اعدا نرویم
هوش مصنوعی: اگرچه دشمنان با شمشیرهای خود به ما آسیب بزنند، اما ما به خاطر دادخواهی به در خانه آنها نخواهیم رفت.
پای گو بر سر و بر دیدهٔ ما نِه چو بساط
که اگر نقش بساطت برود، ما نرویم
هوش مصنوعی: بر روی سر ما پا بگذار و بر چشمان ما بنشین، چرا که اگر نقش و نگار زندگیات از بین برود، ما هم نخواهیم رفت.
به درشتی و جفا روی مگردان از ما
که به کشتن برویم از نظرت یا نرویم
تصحیح AI: از بیرحمی و سختگیری بر ما چشمپوشی کن، زیرا ما فقط با کشته شدن از مقابل دیدگانت میرویم وگرنه نمیرویم. (AI: از بیرحمی و سختگیری بر ما چشمپوشی کن، زیرا ما با دیدن تو یا از دنیا میرویم.)
سعدیا! شرط وفاداری لیلی آن است
که اگر مجنون گویند به سودا نرویم
هوش مصنوعی: سعدی جان، شرط وفاداری لیلی این است که اگر بگویند مجنون، هرگز به خاطر عشق به او به جنونی روی نیاوریم.