برگردان به زبان ساده
آن کس که از او صبر محال است و سکونم
بگذشت ده انگشت فروبرده به خونم
تصحیح AI: شخصی که نمیتوانم بیاو صبر و قرار داشته باشم، حالا انگشتانش را در خون من فرو کرده است. (AI: شخصی که نتوانم او را تحمل کنم و در کنار او آرامش نداشته باشم، حالا انگشتانش را در خون من فرو کرده است.)
پرسید که چونی ز غم و درد جدایی
گفتم نه چنانم که توان گفت که چونم
هوش مصنوعی: در پاسخ به پرسش او درباره حال و وضعیت من از غم و درد جدایی، گفتم نمیتوانم به خوبی حال خود را توصیف کنم.
زان گه که مرا روی تو محراب نظر شد
از دست زبانها به تحمل چو ستونم
هوش مصنوعی: از زمانی که چهره تو برایم مانند جایگاه دعا شد، دیگر زبانها نمیتوانند بار سنگین عشق و اشتیاقم را تحمل کنند و من همچون ستونی استوار ماندهام.
مشنو که همه عمر جفا بردهام از کس
جز بر سر کوی تو که دیوار زبونم
هوش مصنوعی: نشنیدهام که در طول زندگیام، از کسی جز تو بدی دیدهباشم، چرا که تو تنها جایی هستی که همواره زخم خوردهام.
بیم است چو شرح غم عشق تو نویسم
کآتش به قلم در فتد از سوز درونم
هوش مصنوعی: نگرانم که اگر درباره غم عشق تو بنویسم، آتش در قلمم شعلهور شود به خاطر آتش درونم.
آنان که شمردند مرا عاقل و هشیار
کو تا بنویسند گواهی به جنونم
هوش مصنوعی: آنهایی که مرا عاقل و هوشیار شمردهاند، کجا هستند تا گواهی بنویسند که من دیوانهام؟
شمشیر برآور که مرادم سر سعدیست
ور سر ننهم در قدمت عاشق دونم
هوش مصنوعی: شمشیر را به پیش بکش که هدف من سر سعدی است، و اگر سرم را به پای تو نگذارم، در این صورت، عاشق پست و بیارزشی هستم.