برگردان به زبان ساده
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
AI تصحیحشده: دوست من، بر تو هزاران درود میفرستم، از سر تا پای تو که (نشانهٔ) خالق الهی هستی و این حقیقت با وجودت از عدم به وجود آمده است.
خورشید بر سرو روان دیگر ندیدم در جهان
وصفت نگنجد در بیان نامت نیاید در قلم
AI: در این دنیا، هیچ چیز زیباتر از درختان سرو را زیر نور خورشید ندیدهام و توصیف زیبایی تو در کلام نمیگنجد و قلم نمیتواند نام تو را به خوبی بنویسد. (تصحیح AI: در این دنیا، هیچ چیز زیباتر از چهرهٔ مانند خورشیدت بر آن قامت همچون سرو ندیدهام و توصیف زیبایی تو در کلام نمیگنجد و قلم نمیتواند نام تو را به خوبی بنویسد.)
گفتم چو طاووسی مگر عضوی ز عضوی خوبتر
میبینمت چون نیشکر شیرینی از سر تا قدم
هوش مصنوعی: گفتم آیا تو مثل طاووس زیبایی؟ مگر اینکه عضوی از یک بدن زیباتر از بقیه اعضا ببینی؟ تو مانند نیشکر هستی که از سر تا پا شیرینی را در خود دارد.
چندان که میبینم جفا امّید میدارم وفا
چشمانت میگویند «لا» ابروت میگوید «نعم»
هوش مصنوعی: هرچقدر که ظلم و بیوفایی میبینم، هنوز هم امیدوار به صداقت و وفای تو هستم. چشمان تو جواب منفی میدهند، اما ابرویت میگوید بله.
آخر نگاهی بازکن وآن گه عتاب آغاز کن
چندان که خواهی ناز کن چون پادشاهان بر خدم
هوش مصنوعی: در پایان، نگاهی به من بینداز و سپس سرزنش را آغاز کن. هرچقدر که میخواهی به ناز و افاده رفتار کن، مانند پادشاهان که بر خدمتکاران خود تسلط دارند.
چون دل ببردی دین مبر هوش از من مسکین مبر
با مهربانان کین مبر لاتقتلوا صید الحرم
هوش مصنوعی: وقتی دل مرا بردی، دین و ایمانم را از من سگیر نکن. مرا از خودت دور نکن و با مهربانیات، کینهای به دل نگیر. همچنین، جانوران حرام را مکش.
خار است و گل در بوستان هرچ او کند نیکوست آن
سهل است پیش دوستان از دوستان بردن ستم
هوش مصنوعی: در باغ، هم خار وجود دارد و هم گل. هر چه او انجام دهد، زیبا و خوب است. اما برای دوستان، تحمل ستم از سوی دوستان به راحتی اتفاق میافتد.
او رفت و جان میپرورد این جامه بر خود میدرد
سلطان که خوابش میبرد از پاسبانانش چه غم
AI: او رفت و روحش به یاد آن لباس، در حال مراقبت و پرستش است. در حالی که پادشاه خوابش میبرد و از نگهبانانش نگران نیست. [تصحیح AI: او (معشوق) رفت به پرورش روح وجان و این (عاشق) بیتابی وجامهدری میکند. همانگونه که پادشاه خوابش میبرد و از نگهبانانش نگران نیست.]
میزد به شمشیر جفا میرفت و میگفت از قفا
سعدی بنالیدی ز ما مردان ننالند از الم
هوش مصنوعی: او با شمشیر ستم میزد و میگفت سعدی، از پشت سر به تو ناله کرد، اما مردان نباید از درد و رنج شکایت کنند.