برگردان به زبان ساده
هر که هست التفات بر جانش
گو مزن لاف مهر جانانش
هر کس که توجه به جان خود دارد، به او بگو: لاف و ادعای عشق جانان را مزن!
درد من بر من از طبیب من است
از که جویم دوا و درمانش
هوش مصنوعی: دردی که دارم از خود پزشک من است، پس باید به دنبال چه کسی برای درمان و دوا بگردم؟
آن که سر در کمند وی دارد
نتوان رفت جز به فرمانش
هوش مصنوعی: کسی که در دام عشق او گرفتار است، نمیتواند جز با اجازه و خواست او جایی برود.
چه کند بنده حقیر فقیر
که نباشد به امر سلطانش
AI: بنده ی کوچک و بیچیز چه کار میتواند بکند، اگر رییس و فرمانروا نباشد؟ (تصحیح AI: بندهٔ کوچک و بیچیز چه کار میتواند بکند، اگر گوش به فرمان رییس و فرمانروا نباشد؟)
ناگزیر است یار عاشق را
که ملامت کنند یارانش
هوش مصنوعی: یار عاشق ناچارا باید از دوستانش ملامت بشنود.
وآن که در بحر قلزم است غریق
چه تفاوت کند ز بارانش
هوش مصنوعی: کسی که در عمق دریا غرق شدهاست، چه فرقی برایش میکند که باران ببارد.
گل به غایت رسید بگذارید
تا بنالد هزاردستانش
AI: گل به اوج شکوفایی خود رسیده است، بگذارید تا از درد و رنج هزاران دست که به آن رسیدهاند، ناله کند. (تصحیح AI: گل به اوج شکوفایی خود رسیده است، بگذارید تا بلبل برای آن ناله کند.)
عقل را گر هزار حجت هست
عشق دعوی کند به بطلانش
هوش مصنوعی: اگرچه عقل دلیلهای زیادی برای خود دارد، عشق به راحتی میتواند آنها را نادیده بگیرد و ادعا کند که عقل در اشتباه است.
هر که را نوبتی زدند این تیر
در جراحت بماند پیکانش
هوش مصنوعی: هر کسی که به او آسیب زدند، نشان آن تیری که به او اصابت کرده، تا مدتها باقی میماند.
نالهای میکند چو گریه طفل
که ندانند درد پنهانش
هوش مصنوعی: صدای نالهاش شبیه به گریه یک کودک است که کسی به درد واقعی او پی نمیبرد.
سخن عشق زینهار مگوی
یا چو گفتی بیار برهانش
هوش مصنوعی: در مورد عشق احتیاط کن و دربارهاش صحبت نکن. اگر هم خواستی صحبت کنی، دلیلی برای آن آماده داشته باش.
نرود هوشمند در آبی
تا نبیند نخست پایانش
هوش مصنوعی: هیچ فرد باهوشی در آب نمیرود تا زمانی که پایان کار را نبیند.
سعدیا گر به یک دمت بیدوست
هر دو عالم دهند مستانش
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر به یک اشارهات تمام دو جهان را به تو بدهند، اما بی دوست باشند، هیچ ارزشی نخواهد داشت.