برگردان به زبان ساده
چون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنش
چشم بد را گفتم الحمدی بدم پیرامنش
AI: وقتی ماه روی او از زیر لباسش پیدا شد، از دیدن زیباییاش و تاثیر آن بر من، زبان به سپاس گویی گشودم که از آن زیبایی دور ماندهام. (تصحیح AI: وقتی ماه روی او از زیر لباسش پیدا شد، از دیدن زیباییاش و تاثیر آن بر من، گفتم برای دوری چشمزخم سوره حمد بخوانم و در اطرافش بدمم.)
تا چه خواهد کرد با من دور گیتی زین دو کار
دست او در گردنم یا خون من در گردنش
AI: گردش روزگار چه خواهد کرد با من؟ آیا مسئولیت من بر دوش اوست یا اینکه او خون من را بر دوش دارد؟ (تصحیح AI: گردش روزگار چه خواهد کرد با من از این دو کار؟ یا دست او بر گردنم یا اینکه مسئولیت خون من بر دوش او؟)
هر که معلومش نمیگردد که زاهد را که کشت
گو سرانگشتان شاهد بین و رنگ ناخنش
هوش مصنوعی: هر کسی که نمیفهمد زاهد (راهب) چگونه به قتل رسیده، بهتر است که به شکل و رنگ ناخنهای شاهد (یا محبوب) نگاه کند.
گر چمن گوید مرا همرنگ رویش لالهایست
از قفا باید برون کردن زبان سوسنش
AI: اگر چمن بگوید که من هم رنگ گل لالهام، باید از پشت آن، زبان سوسن را بیرون بیارم. [تصحیح AI: اگر چمن بگوید که من همرنگ آن زیباروی گل لالهای دارم، باید از پشت، زبان گل سوسن آن چمن را بیرون آورد.(بهخاطر پررویی و بیادبی آن چمنزار!)]
ماه و پروینش نیارم گفت و سرو و آفتاب
لطف جان در جسم دارد جسم در پیراهنش
AI: ماه و ستارهها را نمیتوانم به او بیاورم، اما زیبایی سرو و آفتاب، جان را در وجود او جاری میکند که این جان در لباسش پنهان است. (تصحیح AI: ماه و ستارهها را نمیتوانم با او مقایسه کنم، حتی زیبایی سرو و آفتاب را. جسم در پیراهنش، جان را در وجود جاری میکند.)
آستین از چنگ مسکینان گرفتم درکشد
چون تواند رفت و چندین دست دل در دامنش
AI: من آستینم را از دست فقرا و نیازمندان گرفتم و با این کار میخواهم نشان دهم که چطور میتواند برود و در دامن من چندین قلب و دل را به همراه داشته باشد. (تصحیح AI: گیرم آستینش را از دست فقرا و نیازمندان گرفت، چطور میتواند برود و در دامنش چندین قلب و دل را به همراه داشته باشد.)
من سبیل دشمنان کردم نصیب عرض خویش
دشمن آن کس در جهان دارم که دارد دشمنش
AI: من به جای دشمنان خود به مجرای خاصی پرداختم و به خودم آزار رساندم. در این دنیا، دشمن من کسی است که خود نیز دشمنانی دارد. (تصحیح AI: من حیثیتم را در راه دشمنان گذاشتم و به خودم آزار رساندم. در این دنیا، دشمن من کسی است که او را دشمن دارد.)
گر تنم مویی شود از دست جور روزگار
بر من آسانتر بود کآسیب مویی بر تنش
AI: اگر به من مویی از سختیهای زندگی آسیب بزند، برایم بهتر است تا اینکه بخواهم伤هایی به بدن دیگران برسانم. (تصحیح AI: اگر من از سختیهای زندگی، تنم مثل مویی باریک شود؛ برایم بهتر است تا اینکه بخواهم سر مویی بر تنش آسیب رسد.)
تا چه روی است آن که حیران ماندهام در وصف او
صبحی از مشرق همیتابد یکی از روزنش
هوش مصنوعی: چه راز و رازی است که من در توصیف او حیران ماندهام، گویی که صبحی از سمت مشرق میتابد و یکی از درخششهای اوست.
بعد از این ای یار اگر تفصیل هشیاران کنند
گر در آنجا نام من بینی قلم بر سر زنش
AI: پس از این، ای دوست، اگر دانشمندان دربارهٔ مسائل بگویند، وقتی که در آنجا نام من را ببینی، قلم بر سر آن خواهند گذاشت. (تصحیح AI: پس از این، ای دوست، اگر دانشمندان دربارهٔ مسائل بگویند، وقتی که در آنجا نام من را ببینی، قلم بر نام من بکش.)
لایق سعدی نبود این خرقه تقوا و زهد
ساقیا جامی بده وین جامه از سر برکنش
هوش مصنوعی: سعدی نمیتواند با این لباس زهد و تقوا زندگی کند، ای ساقی! یک جام به من بده و این پوشش را از تنم درآور.