برگردان به زبان ساده
یاری به دست کن که به امید راحتش
واجب کند که صبر کنی بر جراحتش
AI: دوستی پیدا کن که برای آرامش او، بر درد و رنج خود صبر کنی. (تصحیح AI: دوستی پیدا کن که برای آرامش او، بر درد و رنج ناشی از او صبر کنی.)
ما را که ره دهد به سراپردهٔ وصال؟
ای باد صبحدم خبری ده ز ساحتش
هوش مصنوعی: کسی که ما را به آستان وصال معشوق برساند، کیست؟ ای باد صبحدم، آیا میتونی از حال او خبری به ما بدهی؟
باران چون ستارهام از دیدگان بریخت
رویی که صبح خیره شود در صباحتش
هوش مصنوعی: باران مانند ستارهای از چشمانم فرو ریخت، بر رویی که صبح بتواند به زیباییاش خیره بماند.
هر گه که گویم این دل ریشم درست شد
بر وی پراکند نمکی از ملاحتش
AI: هر بار که میگویم دلم شکسته است، به خاطر دلربایی او، روی آن نمکی میپاشد که زخمهایم را درست میکند. (تصحیح AI: هر بار که میگویم دلم شکسته است و بهبود یافت؛ به خاطر دلربایی، او روی آن نمکی میپاشد.)
هرچ آن قبیحتر بکند یار دوستروی
داند که چشم دوست نبیند قباحتش
هوش مصنوعی: هر چه هم که دوست زیبا روی کارهای زشت انجام دهد، او خوب میداند که چشم محبوبش چنین زشتیها را نمیبیند.
بیچارهای که صورت رویت خیال بست
بیدیدنت خیال مبند استراحتش
هوش مصنوعی: بیچاره کسی که با خیال چهرهات آرامش را میسازد، بی آنکه تو را ببیند؛ خیال او بدون دیدنت، آرامش نخواهد داشت.
با چشم نیمخواب تو خشم آیدم همی
از چشمهای نرگس و چندان وقاحتش
هوش مصنوعی: با نگاهی که در خواب و بیداری به من میکنی، از نگاههای نرگس و بیشرمیاش عصبانی میشوم.
رفتار شاهد و لب خندان و روی خوب
چون آدمی طمع نکند در سماحتش
AI: زمانی که شاهد با لبخند و چهره زیبا رفتار میکند، هیچکس نمیتواند به سادگی بر کم رویی و بخشندگی او طمع کند. (تصحیح AI: زمانی که شاهد با لبخند و چهره زیبا رفتار میکند، هیچکس نمیتواند به سادگی بر کم رویی و بخشندگی او طمع نکند.)
سعدی که داد وصف همه نیکوان به داد
عاجز بماند در تو زبان فصاحتش
هوش مصنوعی: سعدی که توانسته همه خوبیها و نیکوکاران را وصف کند و به حقایق بپردازد، در تو به قدری شگفتانگیزی که زبانش برای تو ناتوان است و نمیتواند به زیباییهای تو بپردازد.