برگردان به زبان ساده
دل برگرفتی از برم ای دوست دست گیر
کز دست میرود سرم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: ای دوست، تو که دل مرا گرفتی، لطفاً به کمکم بیا، زیرا که سرم دارد از دست میرود.
شرط است دستگیری درمندگان و من
هر روز ناتوانترم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: برای کمک به نیازمندان، باید با محبت و دلسوزی پیش برویم. من هر روز احساس ناتوانی بیشتری میکنم، ای دوست، لطفاً به من یاری برسان.
پایاب نیست بحر غمت را و من غریق
خواهم که سر برآورم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به احساس عمیق غم و اندوه خود اشاره میکند و میگوید که این غم به پایان نمیرسد. او به دوستش میگوید که در این وضعیت ناامیدکننده، تنها امیدش این است که دست او را بگیرد و به او کمک کند تا از این غم و غصه نجات یابد.
سر مینهم که پای برآرم ز دام عشق
وین کی شود میسرم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: من سرم را پایین میآورم تا از دام عشق رهایی یابم، اما نمیدانم این آزاد شدن چه زمانی ممکن خواهد بود. ای دوست، یاریام کن.
دل جان همیسپارد و فریاد میکند
کآخر به کار تو درم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: دل فرمانبردار است و با صدای بلند از تو میخواهد که در کارهایش به او کمک کنی، ای دوست.
راضی شدم به یک نظر اکنون که وصل نیست
آخر بدین محقرم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: اکنون که به وصالت دسترسی ندارم، تنها به یک نگاه از تو راضی هستم. ای دوست، در این شرایط سخت و ناتوانی، به من کمک کن.
از دامن تو دست ندارم که دست نیست
بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: دوست عزیز، من هیچ امیدی به کمک دیگران ندارم، زیرا تنها به محبت و حمایت تو نیاز دارم.
سعدی نه بارها به تو برداشت دست عجز
یک بارش از سر کرم ای دوست دست گیر
هوش مصنوعی: سعدی بارها به تو کمک خواسته و به ناتوانی خود اعتراف کرده، اما فقط یک بار از روی مهر و محبت، ای دوست، به او یاری کن.