برگردان به زبان ساده
ای صبر پای دار که پیمان شکست یار
کارم ز دست رفت و نیامد به دست یار
هوش مصنوعی: ای صبر، مدارا کن چون یار به وعدهاش عمل نکرد و کارم از دستم خارج شد و کمک یار نیز به من نرسید.
برخاست آهم از دل و در خون نشست چشم
یا رب ز من چه خاست که بی من نشست یار
هوش مصنوعی: آه من از عمق دل برخواست و اشکهایم به رنگ خون بر چشمانم نشسته است. ای پروردگارا، چه چیزی در من بیدار شد که یارم بیمن به انتظار نشسته است؟
در عشق یار نیست مرا صبر و سیم و زر
لیک آب چشم و آتش دل هر دو هست یار
هوش مصنوعی: در عشق، نه توانایی صبر دارم و نه ثروت و جواهر، اما به جای آن، اشکهایم و آتش درونم وجود دارد که هر دو به خاطر یار است.
چون قامتم کمانصفت از غم خمیده دید
چون تیر ناگهان ز کنارم بجست یار
هوش مصنوعی: وقتی که قامت من از درد و غم خم شده بود، یار به یکباره مانند تیری از کنارم ناپدید شد.
سعدی به بندگیش کمر بستهای ولیک
منت منه که طرفی از این برنبست یار
معنی: ای سعدی، تو به غلامی یار کمر بستهای؛ اما
بر وی منّتی مگذار؛ زیرا این غلامی تو برای او سودی ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
اکنون که بیوفایی یارت درست شد
در دل شکن امید که پیمان شکست یار
هوش مصنوعی: اکنون که یارت به تو وفا نکرد و دل تو را شکست، دیگر نمیتوان به وفاداری او امید داشت، زیرا او پیمان خود را شکسته است.