برگردان به زبان ساده
دولت جانپرورست، صحبت آمیزگار
خلوت بیمدعی، سفرهٔ بیانتظار
معنی: همنشینی با یار موافق بهسان
دولت و سعادتی است که موجب پرورندگی جان میگردد و خلوتی است که مدعی در آن وجود
ندارد و سفرهای است که برای تناول نباید منتظر کسی ماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
آخر عهد شبست، اول صبح ای ندیم!
صبح دوم بایدت سر ز گریبان برآر
هوش مصنوعی: در انتهای شب، صبح نزدیک است. ای دوست، به زودی باید سر خود را از زیر چادر بلند کنی و به دنیای جدیدی وارد شوی.
دور نباشد که خلق، روز تصور کنند
گر بنمایی به شب، طلعت خورشیدوار
هوش مصنوعی: شاید روزی مردم فکر کنند که اگر تو چهرهات را به شب نشان دهی، مانند خورشید خواهد درخشید.
مشعلهای برفروز، مشغلهای پیش گیر
تا ببرم از سرم، زحمت خواب و خمار
هوش مصنوعی: شعلهای روشن کن و سرگرمیای پیدا کن تا بتوانم از ذهنم خواب و بیحالی را دور کنم.
خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع
نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لالهزار
هوش مصنوعی: بیدار شو و از نسیم بهاری لذت ببر، صدای دلنشین پرندگان را بشنو و عطر خوش گلهای لاله را استشمام کن.
برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش
هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار
هوش مصنوعی: برگهای سبز درختان در حضور خداوند، هر کدام مانند صفحهای از کتابی هستند که معرفت و آگاهی از خالق را بیان میکنند.
روز بهارست خیز، تا به تماشا رویم
تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار
امروز روز بهار است، پس بیایید به سیر و تماشا برویم. به عمر کوتاه ما اعتمادی نیست؛ که بهار دیگر را ببینیم
وعده که گفتی شبی، با تو به روز آورم
شب بگذشت از حساب، روز برفت از شمار
هوش مصنوعی: تو وعده داده بودی که شبی را به یاد تو در روز بگذرانم، اما شب گذشت و روز هم از دست رفت و به یاد تو نپرداختم.
دور جوانی گذشت، موی سیه پیسه گشت
برق یمانی بجست، گَرد بمانْد از سوار
هوش مصنوعی: دور youth و جوانی به پایان رسید و موهای سیاه به سفیدی گراییدند. زیبایی و شجاعت جوانی از بین رفت و به یاد سوارانی که در گذشته بودند، تنها گردی باقی مانده است.
دفتر فکرت بشوی، گفتهٔ سعدی بگوی
دامن گوهر بیار، بر سر مجلس ببار
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهات را پاک کن و بیاموز که مانند سعدی سخن بگویی. دامن پر از گوهر و خوبی را بر سر مجلس بزن و به دیگران ببخش.