برگردان به زبان ساده
نه چندان آرزومندم که وصفش در بیان آید
و گر صد نامه بنویسم حکایت بیش از آن آید
معنی: آرزومندی من در حدی است که
قادر به وصف کردن او نیستم و چنانچه صد کتاب در شرح آن بنویسم، حکایت این اشتیاق
بیش از آن است که در این کتابها بگنجد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا
الا ای جان به تن بازآ و گر نه تن به جان آید
معنی: تو برای من در حکم جان شیرین
هستی که با مرارت و سختی از اعضایم به در شده است. هان، ای جان شیرین، به تنم بازگرد
و گرنه تنم از نبود تو به جان میرسد! / / کنایه:
به جان آمدن (بیچاره شدن و به ستوه آمدن) - منبع: شرح غزلهای سعدی
ملامتها که بر من رفت و سختیها که پیش آمد
گر از هر نوبتی فصلی بگویم داستان آید
هوش مصنوعی: در طول زمان، سختیها و انتقاداتی که بر من وارد شده، اگر بخواهم هر بار یک فصل از آنها را بیان کنم، داستانی به وجود میآید.
چه پروای سخن گفتن بوَد مشتاق خدمت را
حدیث آن گه کند بلبل که گل با بوستان آید
هوش مصنوعی: چقدر دلیری و بیپروایی در سخن گفتن وجود دارد برای کسی که عاشق خدمت به دیگران است. بلبل تنها زمانی از عشق و محبت خود سخن میگوید که گل در باغ بیاید و او را زینت بخشد.
چه سود آب فرات آن گه که جانِ تشنه بیرون شد
چو مجنون بر کنار افتاد، لیلی با میان آید
هوش مصنوعی: آب فرات هیچ فایدهای ندارد وقتی که جانِ تشنه قبلاً رفته باشد. مانند مجنون که وقتی به کنار لیلی میرسد، او دیگر به یاریاش نمیآید.
من ای گل دوست میدارم تو را کز بوی مشکینت
چنان مستم که گویی بوی یار مهربان آید
هوش مصنوعی: من ای گل، تو را بسیار دوست دارم، زیرا بوی خوشی که از تو میآید مرا چنان مدهوش کرده که گویی بوی محبوب عزیزم را استنشاق میکنم.
نسیم صبح را گفتم تو با او جانبی داری
کز آن جانب که او باشد صبا عنبرفشان آید
هوش مصنوعی: به نسیم صبح گفتم که تو ارتباطی با او داری، زیرا از سمتی که او وجود دارد، نسیم خوشبو و معطر میوزد.
گناه توست اگر وقتی بنالد ناشکیبایی
ندانستی که چون آتش دراندازی دخان آید
معنی: اگر روزی ناشکیبایی به شِکوه
درآید و ناله سر کند، گناه این کار به گردن توست. آیا نمیدانی که وقتی آتش روشن میکنی دودی بلند میشود؟! - منبع: شرح غزلهای سعدی
خطا گفتم به نادانی که جوری میکند عذرا
نمیباید که وامق را شکایت بر زبان آید
معنی: اینکه بر زبانم جاری شد که
عذرا بر وامق جفا روا میدارد، خطا بود؛ زیرا رسم عاشقی چون وامق نیست که از معشوق
خود شکایت کند. / وامق و عذرا: - > ۴٫۸ - منبع: شرح غزلهای سعدی
قلم خاصیتی دارد که سر تا سینه بشکافی
دگربارش بفرمایی به فرق سر دوان آید
معنی: در قلم خصوصیتی هست که اگر آن
را از سر تا سینه هم بشکافی و باز به او بگویی بنویس دوان با فرق سر، سرِ طاعت بر
کاغذی مینهد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
زمینِ باغ و بستان را به عشق باد نوروزی
بباید ساخت با جوری که از باد خزان آید
معنی: برای زمین باغ و بوستان به عشق آنکه باد
نوروزی بر آن بوزد و بدآن حیاتی دوباره بخشد، لازم است که ستم باد خزان را تحمل
نماید. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
گرت خونابه گردد دل ز دست دوستان سعدی
نه شرط دوستی باشد که از دل بر دهان آید
هوش مصنوعی: اگر دل شما از دست دوستان به شدت آزرده و غمگین شود، سعدی میگوید این یک شرط برای دوستی نیست که احساسات خود را از دل به زبان بیاورید.