برگردان به زبان ساده
فراق را دلی از سنگ سختتر باید
مرا دلیست که با شوق بر نمیآید
هوش مصنوعی: برای تحمل فاصله و جدایی، باید دل و روحی بسیار محکمتر از سنگ داشت، چرا که دل من به شوق و عشق نمیتند و نمیتواند این جدایی را تحمل کند.
هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم
بیا و گر همه دشنام میدهی شاید
معنی: هنوز با تمام پیمانشکنیهایی
که از تو دیدم، تو را دعا میکنم. بیا اگر فقط دشنام بدهی، عملت برای من شایسته
است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
اگر چه هر چه جهانت به دل خریدارند
منت به جان بخرم تا کسی نیفزاید
معنی: اگرچه همه مردم عالم تو را به
بهای دل خویش خریدارند، من تو را به قیمت جان میخرم تا کسی نتواند چیزی بر آن
بیفزاید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
بکش چنان که توانی که بنده را نرسد
خلاف آن چه خداوندگار فرماید
معنی: به هر شکلی که میتوانی مرا
بکش؛ زیرا بنده نمیتواند برخلاف نظر خداوندگار خویش چیزی بگوید. - منبع: شرح غزلهای سعدی
نه زنده را به تو میلست و مهربانی و بس
که مرده را به نسیمت روان بیاساید
معنی: نه تنها آدمیان زنده به تو
میل میکنند و مهر میورزند، بلکه با وزش نسیمی از سوی تو روان مرده هم آرام میگیرد. / این
بیت عیناً در غزل بعد آمده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مپرس کشته شمشیر عشق را چونی
چنان که هر که ببیند بر او ببخشاید
هوش مصنوعی: از حال کسی که به عشق دچار شده و کشته شده است، نپرسید. چرا که هر کسی که او را ببیند، به او رحم خواهد کرد و دلش به حالش میسوزد.
پدر که چون تو جگرگوشه از خدا میخواست
خبر نداشت که دیگر چه فتنه میزاید
هوش مصنوعی: پدر، که تو را مانند عزیزترین فرزندش گرامی میداشت، از خدا خواسته بود، اما نمیدانست که چه مشکلات و سختیهایی در آینده پیش خواهد آمد.
توانگرا در رحمت به روی درویشان
مبند و گر تو ببندی خدای بگشاید
معنی: ای توانگر، در بخشش به روی
درویشان مبند؛ زیرا اگر تو این در را به روی آنان ببندی خدا در رحمت خویش را به
روی آنان خواهد گشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
به خون سعدی اگر تشنهای حلالت باد
تو دیر زی که مرا عمر خود نمیپاید
هوش مصنوعی: اگر به خون سعدی عطشی داری، نوش جانت! تو سالها در این دنیا زندگی کن، زیرا من خودم عمر چندانی ندارم.