برگردان به زبان ساده
بخت این کند که رای تو با ما یکی شود؟
تا بشنود حسود و بر او ناوکی شود؟
معنی: آیا اقبال ما این یاری را
خواهد کرد که اندیشه تو با ما سازگار گردد؟ تا حسود این خبر را بشنود و مثل تیری بر او فرود آید؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
خونم بریز و بر سر خاکم گذار کن
کاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود
معنی: خونم را بریز ولی پس از کشتنم
برخاکم هم گذری بنما؛ زیرا در آن صورت تمام این رنج و سختی در پیش من ناچیز خواهد
شد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن را مسلم است تماشای نوبهار
کز عشق بوستان گل و خارش یکی شود
نوبهار: ← ۲۲٫۸ / معنی: تفرج در
زیباییهای بهار برای کسی رواست که از غلبهٔ عشق میان گل و خار فرقی نبیند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ای مفلس آنچه در سر توست از خیال گنج
پایت ضرورت است که در مَهْلَکی شود
معنی: ای بینوا، بیگمان در اثر
دستیابی به گنج که اندیشهات را به خود مشغول داشته، تردیدی نیست که پایت به ورطه
هلاکت فرو خواهد شد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدی در این کمند به دیوانگی فتاد
گر دیگرش خلاص بود، زیرکی شود
معنی: سعدی به دلیل دیوانگی به کمند
عشق درافتاده، اگر یک بار دیگر بتواند از این کمند رهایی یابد به انسانی زیرک
تبدیل میشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی