برگردان به زبان ساده
با کاروان مصری چندین شکر نباشد
در لعبتان چینی زین خوبتر نباشد
معنی: هیچ کاروان مصری
که حامل قند است این قدر شکر با خود ندارد که در محبوب هست و در میان زیبارویان چینی
زیباتر از او یافت نمیشود. / کاروان مصری: کاروانی که از مصر میآید و معمولاً
در این کاروان شکر مصری وجود دارد و در آن زمانها قند و شکر مصر معروف بوده است؛
چنانکه سعدی در جای دیگر میفرماید: کاروان شکر از مصر به شیراز آید = اگر آن یار سفر کرده ما باز آید (کلیات،
ص ۵۱۴) / هر متاعی از معدنی خیزد = شکر
از مصر و سعدی از شیراز (کلیات، ص ۵۲۵) /
لعبت: در لغت به معنی عروسک و پیکرنگاشته، از قدیم چینیان به نقاشی و صورتگری
معروف بودهاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
این دلبری و شوخی از سرو و گل نیاید
وین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد
هوش مصنوعی: این زیبایی و لطفی که در چهره محبوب دیده میشود، از گل و درختان نیست و این جذابیت و شادی که در چهره اوست، در هیچ ماه و خورشیدی یافت نمیشود.
گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزم
با تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد
معنی: با خود میگفتم با دلیری از
نظارهٔ او چشم بپوشم اما وقتی تیر چشمان زیبارویان به جانب کسی روانه شود،
پرهیزگاری سپری نیست که مانع از اصابت نگاه گردد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
ما را نظر به خیرست از حسن ماهرویان
هر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد
هوش مصنوعی: ما به خوبیها و نیکیها نظر داریم و از زیبایی چهرههای خوش رو آرامش میگیریم. هر کسی که میل به بدی داشته باشد، در واقع انسان کامل و واقعی نیست.
هر آدمی که بینی از سر عشق خالی
در پایه جمادست او جانور نباشد
هوش مصنوعی: هر کسی که میبینی، اگر به عشق خالی باشد و روحی در وجودش نداشته باشد، در واقع به مانند یک جسم بیروح است و نمیتوان او را موجود زندهای دانست.
الا گذر نباشد پیش تو اهل دل را
ور نه به هیچ تدبیر از تو گذر نباشد
معنی: مگر اینکه عارفان از برابر تو
گذر نکنند و چشمشان بر تو نیفتد، وگرنه با هیچ
تدبیر و حیلهای نمیتوانند از تو چشم بپوشند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
هوشم نماند با کس اندیشهام تویی بس
جایی که حیرت آمد سمع و بصر نباشد
هوش مصنوعی: من دیگر با هیچ کس فکر نمیکنم، زیرا تمام اندیشههای من معطوف به توست. در جایی که حیرت و شگفتی وجود دارد، نه گوش شنیدنی باقی میماند و نه چشمی برای دیدن.
بر عندلیب عاشق گر بشکنی قفس را
از ذوق اندرونش پروای در نباشد
معنی: اگر قفس بلبل عاشق را بشکنی
در اثر شیفتگی و ذوق درونش به گریختن از قفس نمیاندیشد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تو مست خواب نوشین تا بامداد و بر من
شبها رود که گویی هرگز سحر نباشد
معنی: تو در اثر خواب نوشین بامداد
سرمست و شادی، در حالی که بر من شبهایی میگذرد که گویی سحری در پی ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
دل میبرد به دعوی فریاد شوق سعدی
الا بهیمهای را کز دل خبر نباشد
معنی: فریاد اشتیاق سعدی با دعوی
عشق مردم را به سوی عاشقی فرا میخواند و در این میان فقط چهارپایانی که از دل آگاهی
ندارند، به این دعوی گوش فرانمیدهند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تا آتشی نباشد در خرمنی نگیرد
طامات مدعی را چندین اثر نباشد
معنی: گزافهگویی مدعیان عشق اثر
چندانی ندارد؛ درست به همان صورتی که تا آتشی وجود نداشته باشد در خرمن اثر نمیگذارد
و آن را نمیسوزاند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی