برگردان به زبان ساده
سَرِ جانان ندارد هر که او را خوفِ جان باشد
به جان گر صحبت جانان برآید رایگان باشد
[خوف: بیم و ترس / صحبت: مصاحبت و همنشینی /جانان: معشوق و محبوب همچون جان عزیز / کنایه: سرچیزی داشتن (قصد و توجه به امری داشتن) / جناس زاید: جان، جانان ] / معنی بیت: آن کس که از جان خویش بیم دارد، نمیتواند اندیشهٔ محبوب را در سر بپروراند، زیرا اگر همصحبتی با جانان در ازای جان باشد، باز ارزان است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
مغیلان چیست تا حاجی عنان از کعبه برپیچد
خسک در راه مشتاقان بساطِ پرنیان باشد
معنی: خار مغیلان چیست؟ تا حاجی به خاطر مزاحمت آن روی از کعبه برتابد؟ آری، خارهای آهنین در زیر پای مشتاقان همانند فرش حریر نرم مینماید. / خسک: مصغّر خس یعنی خار کوچک، خارهای سه گوشه / مشتاقان: عاشقان، شیفتگان / بساط: فرش و گستردگی / پرنیان: پارچهٔ حریر منقّش / کنایه : عنان بر پیچیدن (روی تافتن و روی برگردانیدن) / مغیلان: -> 146/8 - منبع: شرح غزلهای سعدی
ندارد با تو بازاری مگر شوریده اسراری
که مِهرش در میانِ جان و مُهرش بر دهان باشد
مهر: محبت و عشق / کنایه: بازار داشتن (سر و کار داشتن)، شوریدهاسرار (عاشقی که اسرار و رازهای عشق او بر ملا و آشکار شده است.)، مهر بر دهان بودن (خاموش بودن) / جناس ناقص: مهر، مهر /جناس لاحق: در، بر / جناس مطرف: با، بر / تشطیر: بازاری، اسراری / معنی بیت: کسی جز عاشق شوریدهای که رازش برملا گشته است و محبت معشوق در جانش جای دارد و در عین حال لب از سخن بردوخته، با تو سر و کاری ندارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پریرویا چرا پنهان شوی از مَردُمِ چشمم؟
پری را خاصیت آن است کز مردم نهان باشد
[مردم چشم: مردمک چشم / کنایه: پریروی (زیبارو) / جناس زاید ناقص: پنهان، نهان / ایهام تناسب: بین "مردم" (اول) در معنی "جمعیت" که در اینجا مراد نیست، با "مردم" (دوم)] / معنی بیت: ای پریچهره، چرا خود را از مردمک چشمم پنهان میداری؟ آری، خاصیت پری آنست که خود را از دید مردم پنهان میسازد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
نخواهم رفتن از دنیا مگر در پای دیوارت
که تا در وقتِ جان دادن سرم بر آستان باشد
هوش مصنوعی: من از دنیا نمیروم مگر در کنار دیوار تو، تا در لحظهی مرگم سرم بر درگاه تو باشد.
گر از رای تو برگردم، بخیل و ناجوانمردم
روان از من تمنّا کن که فرمانت روان باشد
[رای: میل و خواست، آرزو / بخیل: پست و فرو مایه / روان (اول): جان / تشطیر: برگردم، ناجوانمردم / جناس تام: بین دو روان.] / معنی بیت: اگر از رای و نظر تو برگردم، از رادمردی به دور و فرومایهام. تو از من جان بخواه تا دریابی که فرمانت جاری است و من جان تسلیم تو خواهم کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به دریای غمت غرقم، گریزان از همه خلقم
گریزد دشمن از دشمن که تیرش در کمان باشد
[تشبیه: غم به دریا (اضافهٔ تشبیهی) / تشطیر: غرقم، خلقم] / معنی بیت: غرقهٔ بحر اندوه توام و از مردم گریزانم، همانطور که دشمن از دشمنی که تیر در چله کمان نهاده و آمادهٔ تیراندازی است، میگریزد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
خلایق در تو حیرانند و جای حیرت است الحق
که مَه را بر زمین بینند و مَه بر آسمان باشد
[خلایق: جمع خلیقه، مردم / الحق: بهراستی / تشبیه: محبوب به ماه و برتری او بر ماه] / معنی بیت: مردم از تو در حیرت به سر میبرند و حقیقتا جای آن است که متحیر باشند، زیرا آنان ماه را که باید در آسمان باشد، در زمین میببینند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
میانت را و مویت را اگر صد ره بپیمایی
میانت کمتر از موییّ و مویت تا میان باشد
[میان: کمر / صد ره: صد بار و مرتبه / آرایهٔ تکرار: میان، مو / قلب مطلب: با جا به جایی "میان" و "مو" دو مضمون پدید آورده است: باریکی میان و بلندی گیسوان.] / معنی بیت: اگر صد بار کمرت را با موی خود مقایسه کنی، کمرت از مویت باریکتر است و گیسوان بلندت تا میانت کشیده شده است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
به شمشیر از تو نتوانم که روی دل بگردانم
و گر میلم کشی در چشم، میلم همچنان باشد
استعارهٔ مکنیه: روی دل / کنایه: میل در چشم کشیدن (کور کردن) / جناس ناقص: میل، میل / معنی بیت: نمیتوانم از نهیب شمشیر آختهات دلم را وادارم که روی از تو برگرداند، اگر میل بر چشم کشی و مرا کور کنی، میل و آرزویم همچنان باقی است. - منبع: شرح غزلهای سعدی
چو فرهاد از جهان بیرون به تلخی میرود سعدی
ولیکن شور شیرینش بماند تا جهان باشد
فرهاد: -> 55/2 / شور: غوغا و هیاهو / ایهام تضاد: بین "شور و شیرین" در معنی مزهٔ معروف که در اینجا مراد نیست با "تلخ" / تلمیح: اشاره به داستان فرهاد و شیرین / معنی بیت: سعدی مثل فرهاد با تلخی و ناکامی از دنیا میرود، اما تا دنیا باقی است شور و غوغایی که عشق او بهپای کرده، باقی خواهد ماند. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی