برگردان به زبان ساده
کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد
آخر این غوره نوخاسته چون حلوا شد
معنی: این گل تازهشکفته کجا رویید که چنین زیبا
شد؟ آخر این غورهٔ تازه چگونه تبدیل به حلوا شد و چنین شیرین گشت؟ / نوخاسته: تازهروییده و نورسیده / استعاره
مصرحه: گل خندان (معشوق زیبا و خندان). غورهٔ نوخاسته (معشوق نابالغ و کمسنوسال).
حلوا (معشوق زیبا و شیرین) / تضاد: غوره، حلوا / تلميح: اشاره به ضربالمثل: غوره
نشده مویز شده است (امثال و حکم دهخدا، ۱۱۳۰) - منبع: شرح غزلهای سعدی
دیگر این مرغ کی از بیضه برآمد که چنین
بلبل خوشسخن و طوطی شکرخا شد
هوش مصنوعی: این مرغ دیگر چگونه از تخم بیرون آمده است که چنین بلبل خوشسخن و طوطی شیرینزبان شده است؟
که درآموختش این لطف و بلاغت کان روز
مردم از عقل به دربرد که او دانا شد
معنی: چه کسی این لطافت گفتار و
رسایی سخن را به وی آموخت؟ روزی که خردمند شد، مردم را از خود بیخود کرد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
شاخکی تازه برآورد صبا بر لب جوی
چشم بر هم نزدی سرو سهیبالا شد
هوش مصنوعی: یک جوانه تازه از سوی نسیم بر کناره جوی ظاهر شد، در حالی که تو هنوز پلک نزدهای، سرو بلند، سر به آسمان کشید.
عالم طفلی و جهل حیوانی بگذاشت
آدمیطبع و ملکخوی و پریسیما شد
معنی: دنیای کودکی و نادانی حیوانی را رها کرد و
سرشت آدمی به خود گرفت و خوی فرشتگی و چهرهای چون پری یافت. - منبع: شرح غزلهای سعدی
عقل را گفتم از این پس به سلامت بنشین
گفت خاموش که این فتنه دگر پیدا شد
معنی: به عقل گفتم که از این پس با صحّت و سلامت
زندگی کن، گفت: خاموش باش وقتی این فتنه دوباره سر برآورده است، نمیتوان در صحت و
آرامش به سر برد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
پر نشد چون صدف از لؤلؤ لالا دهنی
که نه از حسرت او دیده ما دریا شد
معنی: هیچ دهانی مانند صدف از مروارید درخشان پر
نگشت مگر اینکه در حسرت او چشم ما از شدت اشکباری
مثل دریا شد. / لؤلؤ: مروارید / لالا: درخشان / کنایه:
دیده دریا شدن (اشک بسیار ریختن و گریستن شدید) / تناسب: صدف، لؤلؤ، دريا. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سعدیا غنچه سیراب نگنجد در پوست
وقت خوش دید و بخندید و گلی رعنا شد
معنی: ای سعدی، غنچه آبدار و رسیده نمیتواند در پوسته
خود باقی بماند؛ پس وقت را مناسب و خوش دید و به گلی زیبا و شکوفا تبدیل گشت. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی