برگردان به زبان ساده
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
صبا: نسیم صبحگاهی. / کنایه: چراغ مردن (خاموش شدن)
/ تشبیه مرکب: بیخبر بودن تو از حال ما، مثل بیخبر ماندن باد صبا از خاموش کردن
چراغ است. / معنی: تو از حال آشفته ما چه اندوهی
به دل راه میدهی؟ بهراستی اگر چراغی خاموش
شود، باد صبا که موجب خاموشی آن است چه غمی خواهد داشت؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
تو را که هر چه مرادست میرود از پیش
ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد
بیمرادی: ناکامی / کنایه: از پیش رفتن (عملی شدن
و انجام یافتن کار) / معنی: تو که به تمام آرزوهایت نایل میشوی، از ناکامیهای ما
چه اندوهی خواهی داشت. - منبع: شرح غزلهای سعدی
تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شب
به خواب درنرود پادشا چه غم دارد
همه شب: سراسر شب، هر شب / تضاد: پادشاه، پاسبان /
تشبیه: تو (معشوق) به پادشاه مانند شده است. / معنی: تو همانند پادشاه هستی، اگر
در تمام طول شب چشم پاسبان در مراقبت از پادشاه بر هم نیاید، او چه غمی به دل راه
میدهد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
خطاست این که دل دوستان بیازاری
ولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد
عمد: از روی قصد و نیت / نوعى ردالصدر علىالعجز:
بين دو «خطا» / معنی: اینکه دل دوستان را آزرده سازی کاری نارواست؛ اما آن که به
عمد کسی را میکشد چه غمی از خطا بودن کار
خود دارد. - منبع: شرح غزلهای سعدی
امیر خوبان آخر گدای خیل توایم
جواب ده که امیر از گدا چه غم دارد
خوبان: جمع خوب، زیبارویان / خیل: لشکر و سپاه،
طایفه و گروه / تضاد: امیر، گدا / معنی: ای پادشاه زیبارویان آخر ما گدای کوی
توایم به نیاز ما پاسخی ده؛ اما امیر چه غمی از فقیر به دل راه میدهد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
بکی العذول علی ماجری لاجفانی
رفیق غافل از این ماجرا چه غم دارد
ترجمهٔ عبارت عربی: ملامتگر بر آنچه که از چشمان ما
جاری شد، گریست؛ یعنی آن قدر اشکم فراوان بود که دلش به حال من سوخت. / تلميع:
مصراع اول عربی و مصراع دوم فارسی / معنی: ملامتگر بر آنچه از دیدگانم جاری است،
گریست؛ ولی دوست که غافل از این اشک است چه غصّهای خواهد داشت؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
هزار دشمن اگر در قفاست عارف را
چو روی خوب تو دید از قفا چه غم دارد
قفا: پشت، سر / عارف: دانا و شناسنده / ایهام تضاد:
بین «روی» در معنی مقابل که در اینجا مراد نیست با «قفا» / ایهام: قفا ۱ - پشت سر ۲ - پس گردنی و سیلی / جناس تام بین
دو « قفا ». / معنی: چنانچه هزار دشمن عارف را تعقیب کنند، وقتی روی زیبای تو را
ببیند، دیگر از دشمنان پشت سر خویش و نیز از سیلی آنها چه غمی خواهد داشت؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
قضا به تلخی و شیرینی ای پسر رفتست
تو گر ترش بنشینی قضا چه غم دارد
کنایه: قضا رفتن (مقدّر و نوشته شدن سرنوشت). تلخ
و شیرین (بد و خوب). ترش نشستن (غمگین و افسرده نشستن) / تضاد: تلخ و شیرین و ترش /
نوعى ردالصدر علىالعجز: قضا / ایهام تناسب و تضاد: بین «ترش» در معنای غیر منظورش
در بیت با «تلخ» تناسب و با «شیرین» تضاد دارد. / معنی: ای پسر، تقدیر از لحاظ
تلخی و شیرینی از پیش تعیین شده است. اگر تو از این حالت گله و شکایتی داشته باشی،
قضا چه غصهای دارد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
بلای عشق عظیمست لاابالی را
چو دل به مرگ نهاد از بلا چه غم دارد
لاابالی: صيغه متکلم وحده از مضارع به معنی باک
ندارم و نمیترسم، در فارسی بیشتر به معنی بیباک و بیمبالات استعمال شود. (لغتنامه) / نوعی ردّالصدر علىالعجز: بلا / نوعی جناس قلب: بین بلای و ابالی /
تشبیه: عشق به بلا (اضافه تشبیهی) / معنی:
گرفتاری و بلای عشق بسیار بزرگ است؛ اما وقتی عاشق آماده هلاک در این راه شد، دیگر چه غمی دارد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی
جفا و هر چه توانی بکن که سعدی را
که ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد
کنایه: ترک خویش گفتن (خود را
فراموش کردن و ندیدن). / معنی: ستم و هر کار دیگری که میتوانی روا دار. سعدی که
از خود گذشته است و به خود نمی اندیشد، از
ستم تو چه غمی دارد؟ - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی