برگردان به زبان ساده
اوّلِ دفتر به نام ایزدِ دانا
صانِع، پروردگار، حیِّ توانا
اول دفتر را با نام پروردگار دانا و صورتگر و بیزوال آغاز میکنیم.
اکبر و اعظم، خدایِ عالم و آدم
صورتِ خوبآفرید و سیرتِ زیبا
بزرگ و برتر خدای جهان و مردم ،آفریدگار چهرهی نیک و گوهر زیبا
از دَرِ بخشندگی و بندهنوازی
مرغِ هوا را نصیب و ماهیِ دریا
از بخشودگی و بندهپروری خداوند، روزی پرندگان هوا و ماهیان دریا فراهم است.
قسمتِ خود میخورند، مُنعِم و درویش
روزیِ خود میبرند پشّه و عَنقا
ثروتمند و تهیدست قسمت خود را میخورند و پشه و عقاب نیز روزی خود را. / [ قسمت = بهره و نصیب. منعم = مال دار و توانگر. درویش= فقیر و تهی دست. عنقا = سیمرغ، پرنده ای است افسانهای که در داستانهای ملی ایران بر کوه البرز می زیست ولی برخی متون محلِ آن را کوهِ قاف نوشته اند. (فرهنگ اشارات)]
حاجتِ موری به علمِ غیب بداند
در بُنِ چاهی به زیرِ صخرهٔ صَمّا
نیاز مورچهای را که در ته چاهی در زیر صخرهٔ صمّا هست را با دانایی خود به غیب میداند. / [صخرهٔ صمّا = سنگ بزرگ سخت ]
جانور از نطفه میکَنْد، شکر از نی
برگِ تر از چوبِ خشک و چشمه ز خارا
از نطفه، جانور میسازد و از نی، شکر بیرون میآورد و بر چوب خشک، برگهای تر میرویاند و از سنگی سخت، چشمهای جاری میکند. / [ کردن = آفریدن / تر = تازه و سرسبز / خارا = نوعی سنگِ سخت و سیاه که مظهر سرسختی و نفوذناپذیری است. اشاره است به چشمه هایی که با ضربات عصای حضرت موسی بر سنگ خارا جوشیدن گرفت.]
شربتِ نوشآفرید از مگسِ نَحْل
نَخل تناور کَنَد ز دانهٔ خرما
از زنبور، شربتی گوارا (عسل) میآفریند و از دانهی خرمای کوچک، نخلی تنومند ایجاد میکند. / [ نوش = شهد و عسل و کلا هر چیز شیرین / مگسِ نحل = زنبور عسل / تناور = تنومند و قوی جثّه ]
از همگان بینیاز و بر همه مشفق
از همه عالم نهان و بر همه پیدا
از هر چه در این دنیاست بینیاز و بر تمامشان مهربان است؛ و از تمام دنیا پنهان است و در عین حال بر تمام دنیا پیداست.
پرتوِ نورِ سُرادِقاتِ جَلالش
از عظمت، ماورایِ فکرتِ دانا
نور خیمهسرای جلال و شکوه او از بزرگی و عظمت، بالاتر از درک و اندیشهٔ داناست. / [ پرتو = فروغ و روشنایی / سرادقات = سراپرده ها، خیمه ها / جلال = بزرگی و شکوه ]
خود، نه زبان در دهانِ عارفِ مدهوش
حمد و ثنا میکند، که موی بر اعضا
نه فقط زبان عارف، که موی بدن او نیز خدا را ستایش میکنند.
هر که نداند سپاسِ نعمتِ امروز
حیف خورد، بر نصیبِ رحمتِ فردا
هوش مصنوعی: هر کسی که قدر نعمتهای امروز را نداند و از آن سپاسگزاری نکند، در واقع فرصتی برای بهرهمندی از رحمتهای آینده را از دست میدهد.
بار خدایا! مُهَیْمِنی و مُدَبِّر
وز همه عیبی مقدّسی و مُبَرّا
خداوندا! تو ایمنی بخش و دانایی و از هر عیبی پاک و دوری. / [ بار = مخفّف باری، به معنی بزرگی و رفعت و شوکت باشد که به خداوند عالم نسبت کنند، آفریننده، خالق (فرهنگ معین) / بار خدایا = ای خدای بزرگ / مهیمن = نامی از نامهای خداوند متعال، ایمن کننده از خوف، مهربان / مدبر = صاحب تدبیر، چاره گر و کارساز / مقدس = پاک و منزه / مُبرّا = پاک و دور شده ]
ما نتوانیم، حَقِ حَمدِ تو گفتن
با همه کَرّوبیانِ عالمِ بالا
ما و نیز فرشتگان درگاه تو نمیتوانیم آنگونه که شایستهٔ توست، تو را ستایش کنیم. / [ کرّوبیان = جمع کروبی، فرشتگان مقرب ]
سعدی از آن جا که فهمِ اوست سخن گفت
وَر نه کمالِ تو، وَهْم کی رسد آن جا؟
سعدی به قدر فهم و درک خود از تو این سخنها را میگوید؛ وگرنه اندیشهی ما کی توانایی فهم کمال تو را دارد؟