برگردان به زبان ساده
یکی گربه در خانهٔ زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود
هوش مصنوعی: یک گربه در خانه زال وجود داشت که در نتیجه تغییرات زمان حالتی بد پیدا کرده بود.
دوان شد به مهمانسرای امیر
غلامان سلطان زدندش به تیر
هوش مصنوعی: او به سرعت به مهمانسرای امیر رفت، اما غلامان سلطان به او تیراندازی کردند.
چکان خونش از استخوان، میدوید
همی گفت و از هول جان میدوید
هوش مصنوعی: او با حالتی نگران و پس از مدتها که در شرایط سختی قرار داشت، به شدت میدوید و در دلش ترس از مرگ و خطر وجود داشت. خون او به دلیل فشار و استرس به استخوانهایش نفوذ کرده بود و او بیوقفه در حال فرار بود.
اگر جستم از دست این تیرزن
من و موش و ویرانهٔ پیرزن
هوش مصنوعی: اگر از این تیرانداز بگریزم، فقط به موش و خرابههای یک زن سالخورده میرسیم.
نیرزد عسل، جان من، زخم نیش
قناعت نکوتر به دوشاب خویش
هوش مصنوعی: عسل به اندازه زخم نیش قناعت ارزش ندارد، زیرا قناعت بر دوشاب خود انسان بهتر است.
خداوند از آن بنده خرسند نیست
که راضی به قِسم خداوند نیست
هوش مصنوعی: خداوند از بندهای خوشنود نیست که به وعدهها و قسمهای خداوند راضی و وفادار نیست.