برگردان به زبان ساده
یکی نانخورش جز پیازی نداشت
چو دیگر کسان برگ و سازی نداشت
هوش مصنوعی: شخصی جز پیاز چیزی برای غذا نداشت، در حالی که دیگران خوراکیهای خوشمزهتری داشتند.
پراکندهای گفتش ای خاکسار
برو طبخی از خوان یغما بیار
هوش مصنوعی: پراکندهای به من گفت: ای بیارزش، برو و غذایی از سفرهی یغما بیاور.
بخواه و مدار از کس ای خواجه باک
که مقطوع روزی بود شرمناک
هوش مصنوعی: از کسی در خواستههایت دریغ نکن، ای آقا، زیرا اینکه روزیات مشخص و محدود است، باعث شرمندگی نخواهد شد.
قبا بست و چابک نوردید دست
قبایش دریدند و دستش شکست
هوش مصنوعی: شخصی به سرعت و نشاط به راه افتاد و لباسش را پوشید، اما در این حین لباسش پاره شد و دستش آسیب دید.
شنیدم که میگفت و خون میگریست
که ای نفس، خودکرده را چاره چیست؟
هوش مصنوعی: شنیدم که میگفت و با اشک میگریست که ای جان، برای کسی که خود به چنین وضعی افتاده، چه راهی وجود دارد؟
بلا جوی باشد گرفتار آز
من و خانه منبعد و نان و پیاز
هوش مصنوعی: آسیبدیدهای در پی درد و رنج من است و خانهام به خاطر نان و پیاز ناچار به تحمل این وضعیت است.
جوینی که از سعی بازو خورم
به از میده بر خوان اهل کرم
هوش مصنوعی: بهتر است از تلاش و زحمت خود بهره ببرم تا اینکه از نعمت و بخشش دیگران بهرهمند شوم.
چه دلتنگ خفت آن فرومایه دوش
که بر سفرهٔ دیگران داشت گوش
هوش مصنوعی: دیشب، آن فرد پست و بینام شاد و خوشحال خوابش برد، در حالی که به دیگران وابسته بود و به سفره و نعمتهایشان چشم دوخته بود.