برگردان به زبان ساده
کسی مشکلی برد پیشِ علی
مگر مشکلش را کُند مُنجَلی
هوش مصنوعی: هر کسی که مشکلی داشت و به علی مراجعه کرد، مشکلش بدون حل شدن باقی نماند.
امیرِ عدوبَندِ کشورگشای
جوابش بگفت از سرِ علم و رای
هوش مصنوعی: امیر کشورگشا که اهل علم و فکر بود، پاسخ او را داد.
شنیدم که شخصی در آن انجمن
بگفتا چنین نیست یا باالحسن
هوش مصنوعی: شخصی در آن جمع گفت که این طور نیست یا با زیبایی نیست.
نرنجید از او حیدرِ نامجوی
بگفت ار تو دانی از این به بگوی
هوش مصنوعی: از او ناراحت نشو، حیدرِ جستجوگر گفت اگر تو چیزی از این موضوع میدانی، به من بگو.
بگفت آنچه دانست و بایسته گفت
به گِل چشمهٔ خور نشاید نهفت
هوش مصنوعی: آنچه را که میدانست و مناسب بود، گفت. اما نمیتوان حقیقت مثل چشمهٔ خور را در گِل پنهان کرد.
پسندید از او شاهِ مردان جواب
که من بر خطا بودم او بر صواب
هوش مصنوعی: شاه مردان از او پاسخ را پسندید و گفت که من در اشتباه بودم و او در حق بود.
به از ما سخنگویِ دانا یکی است
که بالاتر از علم او علم نیست
هوش مصنوعی: بهتر از ما کسی وجود دارد که سخن میگوید و دانا است، و دانش او از هر دانش دیگری بالاتر است.
گر امروز بودی خداوندِ جاه
نکردی خود از کبر در وی نگاه
هوش مصنوعی: اگر امروز تو صاحب مقام و جایگاه بودی، نباید به خاطر غرور و تکبر، خود را از این مقام دور میکردی.
به در کردی از بارگه حاجبش
فروکوفتندی به ناواجبش
هوش مصنوعی: او در حالی که از درگاه حاکم خارج میشود، به شدت به او خرده میگیرند و به ناحق به او حمله میکنند.
که مِنبعد بیآبرویی مکُن
ادب نیست پیشِ بزرگان سخُن
هوش مصنوعی: از این پس در حضور بزرگترها حرمت و ادب را حفظ کن و باعث رسوایی نشو.
یکی را که پندار در سر بوَد
مپندار هرگز که حق بشنوَد
هوش مصنوعی: هرگز گمان نکن که کسی که در ذهنش فقط خیال بافی دارد، به حقیقت واقعیات گوش فرا میدهد.
ز علمش ملال آید از وعظ ننگ
شقایق به باران نروید ز سنگ
هوش مصنوعی: از دانش و علم او خسته میشود، چون هیچ تیری که به گل نرسد، او را به باران و زندگی نمیآورد. بر اثر سختی و سنگینی هیچ گل شقایق نمیروید.
گرت دُرِّ دریای فضل است خیز
به تذکیر در پایِ درویش ریز
هوش مصنوعی: اگر تو گوهری از دانش و فضل داری، باید آن را با یادآوری آن در برابر درویشها به اشتراک بگذاری و در پای آنها بیفکنی.
نبینی که از خاکِ افتاده خوار
برویَد گُل و بشکفد نوبهار
هوش مصنوعی: هرگز تصور نکن که از زمینِ پست و بیارزش، گلها روییده و در بهار شکوفا میشوند.
مریز ای حکیم آستینهای دُر
چو میبینی از خویشتن خواجه پُر
هوش مصنوعی: ای حکیم، لباسهای زیبا و گرانبهای خود را به خاطر آراستگی و زیبایی نپوش. وقتی که خود را میبینی، آشفته و پر از اندوهی از درون هستی.
به چشمِ کسان درنیاید کسی
که از خود بزرگی نماید بسی
هوش مصنوعی: کسی که خود را بزرگ و مهم جلوه میدهد، در نگاه دیگران به چشم نخواهد آمد.
مگو تا بگویند شُکرت هزار
چو خود گفتی از کس توقّع مدار
هوش مصنوعی: نگو که شکر بر تو فرود میآید، زیرا اگر خودت چنین گفتی، از کسی انتظار نداشته باش.