برگردان به زبان ساده
گدایی شنیدم که در تنگجای
نهادش عُمَر پای بر پشتِ پای
شنیدهام که در گذرگاهی تنگ و شلوغ، پای خلیفه عمر ناخواسته بر پشت پای گدایی رفت.
ندانست درویشِ بیچاره کاوست
که رنجیده دشمن نداند ز دوست
آن گدای بینوا نشناخت که چه کسی پا روی پایش گذاشته است؛ چراکه انسانِ آسیبدیده و رنجور در هنگام خشم، توانایی تشخیص دوست را از دشمن ندارد.
برآشفت بر وی که کوری مگر؟
بدو گفت سالارِ عادل عُمَر
گدا با عصبانیت بر سر او فریاد زد: «مگر کوری؟» عمر، آن پیشوای دادگر، در پاسخش گفت:
نه کورم ولیکن خطا رفت کار
ندانستم از من گنه در گذار
کور نیستم، بلکه اشتباهی پیش آمد و متوجه نشدم؛ از گناه و تقصیر من چشمپوشی کن و مرا ببخش.
چه منصف بزرگانِ دین بودهاند
که با زیردستان چنین بودهاند
بزرگان دین چه انسانهای باانصاف و منصفی بودهاند که در برابر زیردستان و فرودستانِ جامعه تا این اندازه متواضع و بردبار رفتار میکردند.
فروتن بوَد هوشمندِ گُزین
نهد شاخِ پُرمیوه سَر بر زمین
انسان دانا و برگزیده همواره اهل تواضع است؛ همانند شاخه درختی که هرچه پربارتر و پرمیوهتر باشد، سنگینتر شده و بیشتر سر به زیر و نزدیک زمین خم میشود.
بنازند فردا تواضعکنان
نگون از خجالت سرِ گردنان
در فردای قیامت، انسانهای فروتن احساس سربلندی و افتخار میکنند؛ اما گردنکشان و متکبران از شرمساری سر به زیر و سرافکنده خواهند بود.
اگر میبترسی ز روزِ شمار
از آن کز تو ترسد خطا درگذار
اگر از حسابوکتابِ روز قیامت هراس داری، از لغزش و خطای فردی که ضعیفتر از توست و از قدرت تو میترسد، بگذر و عفو پیشه کن.
مکُن خیره بر زیردستان ستم
که دستی است بالایِ دستِ تو هم
بیهوده و گستاخانه بر افراد ناتوان و زیردست خود ستم روا مدار؛ زیرا فراموش نکن که بالاتر از قدرت و دستِ تو نیز قدرتی برتر (قدرت پروردگار) حاکم است.