برگردان به زبان ساده
ز تاج مَلِکزادهای در مناخ
شبی لعلی افتاد در سنگلاخ
مناخ: جای خواب شترها.
پدر گفتش اندر شب تیرهرنگ
چه دانی که گوهر کدام است و سنگ؟
هوش مصنوعی: پدر به او گفت: در این شب تاریک و بینور، تو چگونه میتوانی تشخیص بدهی که کدام یک گوهر است و کدام سنگ؟
همه سنگها پاس دار ای پسر
که لعل از میانش نباشد به در
ای پسر مراقب همه ی سنگ ها باش و هیچکدام را کم اهمیت نشمار. زیرا گوهری را که به دنبالش هستی، در میان همین سنگ ها جای دارد.
در اوباش، پاکان شوریده رنگ
همان جای تاریک و لعلند و سنگ
هوش مصنوعی: در میان افراد بدقلق و ناپاک، انسانهای پاک و بیغش نیز وجود دارند که در همان فضایی که زشتی و تاریکی وجود دارد، درخشش و زیبایی خود را حفظ کردهاند.
چو پاکیزهنفسان و صاحبدلان
بر آمیختهستند با جاهلان
هوش مصنوعی: انسانهای نیکسرشت و صاحبدل با افراد نادان در هم آمیختهاند.
به رغبت بکش بار هر جاهلی
که افتی بهسر وقت صاحبدلی
هوش مصنوعی: اگر به شوق و رغبت بار هر نادانی را به دوش بکشی، در زمان مناسب، صاحب دل و آگاهی خواهی شد.
کسی را که با دوستی سرخوش است
نبینی که چون بار دشمن کش است؟
بار دشمن کش: کسی که جور و سختی از نااهلان میکشد.
بدرّد چو گل جامه از دست خار
که خون در دل افتاده خندد چو نار
هوش مصنوعی: زمانی که گل به خاطر خارها پارچهاش را پاره میکند و از درد رنج میکشد، خندهاش شبیه به آن است که آتش در دلش شعلهور شده باشد. در واقع، این جمله به تضاد میان درد و زیبایی اشاره دارد و نشاندهندهی این است که در پس درد و رنج، ممکن است زیبایی و شادابی نیز وجود داشته باشد.
غم جمله خور در هوای یکی
مراعات صد کن برای یکی
هوش مصنوعی: غم را برای همه در نظر بگیر و در فکر یک نفر باش. برای یک نفر، همه چیز را سنجیده و مراقب باش.
گرت خاکپایانِ شوریدهسر
حقیر و فقیر آید اندر نظر
خاکپا: آدم پا برهنه و بیکفش، کنایه است از آدم بیاهمیت.
به مردی کز ایشان به در نیست آن
به خدمت کمر بندشان بر میان
هوش مصنوعی: مردی که از جمعیت فاصله گرفته و جداست، به خدمت دیگران میپردازد و در کارهایشان سهیم میشود.
تو هرگز مبینشان به چشم پسند
که ایشان پسندیده حق بسند
هوش مصنوعی: هرگز آنها را با چشم زیباپسند نبین، زیرا آنها تنها به خاطر حق مقبولاند.
کسی را که نزدیک ظنت بد اوست
چه دانی که صاحبولایت خود اوست؟
هوش مصنوعی: نمیتوانی دربارهٔ کسی که ظن و گمان بدی در مورد او داری، قضاوت کنی، زیرا ممکن است او خود دارای مقام و مسوولیتهای بزرگی باشد.
در معرفت بر کسانی است باز
که درهاست بر روی ایشان فراز
هوش مصنوعی: شناخت و آگاهی به افرادی تعلق دارد که درهای علم و دانایی به روی آنان گشوده است.
بسا تلخ عیشان تلخی چشان
که آیند در حله دامنکشان
هوش مصنوعی: بسیاری از کسانی که زندگی تلخی را تجربه کردهاند، در آینده خواهند آمد و با خود مشکلات و دردهایشان را به همراه خواهند آورد.
ببوسی گرت عقل و تدبیر هست
ملکزاده را در نواخانه دست
نواخانه: محبس، زندان.
که روزی برون آید از شهربند
بلندیت بخشد چو گردد بلند
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که تو از محدودیتها آزاد میشوی و به تو قدرتی میبخشد که به مرتبهای بلندتر برسی.
مسوزان درخت گل اندر خریف
که در نوبهارت نماید ظریف
ظریف: زیبا و پسندیده.